سیر تطور اندیشه‌های هوسرل در باب زمان و ظهور نخستین نشانه‌های گذر از متافیزیک حضور

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

4 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

doi
10.22034/jpiut.2024.64037.3897
چکیده

برنتانو  در تأملات خویش تلاش کرد تا با طرح «تداعی اولیه» مسائل مربوط به ادراک اشیای زمانی را حل کند، اما هوسرل با انتقاد از برنتانو تأملات او را ناکافی دانست و در تلاشی پیگیر سعی کرد تا در دوران‌های مختلف فکری خود پاسخی برای حل مسائل مربوط به زمان ارائه کند. او ابتدا مسئلۀ زمان را به مسئلۀ آگاهی از زمان تبدیل کرد و با پیشرفت اندیشه‌اش کوشید تا سطوح عمیق‌تر زمان را کشف کند. وی نخست به آگاهی ما از ابژه‌های زمانی پرداخت، سپس آگاهی زمانی از این آگاهی اخیر را بررسی کرد و درنهایت به جریان مطلق آگاهی پرداخت. سیر اندیشۀ هوسرل در باب زمان، علی‌رغم اینکه آگاهانه چنین سیری را در پیش نگرفته بود، در جهتی بود که تفوق اکنونِ بالفعل حاضر در فهم زمان را به چالش ‌کشید و با طرح مفاهیمی چون «حافظۀ اولیه» و «انتظار اولیه» و بعدها «بازیازی» و «پس‌یازی»، از حضورمحوری و اکنون‌محوری که اساس متافیزیک حضور است، فاصله گرفت. با‌این‌حال سیر او در جایی که به آگاهی مطلق ‌رسید متوقف شد. هوسرل علی‌رغم اینکه گام بزرگی برای گذر از متافیزیک حضور برداشت، در واپسین گام، یعنی در عبور از آگاهی مطلقاً حاضر، از حرکت بازایستاد.