معانی و کارکردهای تناقض از نگاه سیمون وی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22034/jpiut.2025.62230.3795
چکیده

نوع مواجهۀ فیلسوفان با تناقض آنچنان بنیادین و حائز اهمیت است که در تاریخ فلسفه جریان‌ساز بوده است. سیمون وی از جمله فیلسوفانی است که نگاه متفاوتی به مسئله تناقض دارد. مسئلۀ اصلی این پژوهش مفهوم‌­شناسی تناقض در اندیشه فکری سیمون وی و تبیین جایگاه آن در سیستم فکری اوست. می‌­توان سه معنا از تناقض را در اندیشه سیمون‌وی یافت. 1. «تضاد» میانِ امور به نحوی که مواجهۀ قوه ادراکی با آن، انسان را به طرح‌ریزی مجدد در افکارش وامی‌دارد. 2. «ناهمگونی» میان دو امری که هیچ معیارِ عقلانی مشترکی در میان نیست. 3. جایی که دقیق‌­ترین کاربرد هوش منتهی به بن‌­بست می‌شود که از آن به «سِرّ» تعبیر می­‌شود. هریک از معانی تناقض به نحوی می­توانند نقش سازنده در رشد و تعالی انسان داشته باشند و به مثابۀ منطق تفکر و دروازۀ نیل به حقیقت نقش ایفاء کنند. در پایان سیمون وی تناقض را به‌­مثابۀ یک واسطه (متاکسو) در نظر می‌­گیرد که امر طبیعی را به امر فرا‌طبیعی پیوند می‌­دهد و منجر به یک هارمونی و انسجام در عالم می‌شود. هدف این پژوهش، تقریر منسجم و نظام‌مند از مفهوم و جایگاه تناقض در نظام فکری سیمون وی با نگاهی توصیفی و تحلیلی است.