هژمونی امپراتوری آشورنو: ساختار و عملکرد
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی ، دانشکدۀ حفاظت آثار، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، آذربایجان شرقی، تبریز، ایران.
2 دکترای باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران (نویسندۀ مسئول).
doi
10.22084/nb.2025.29782.2707چکیده
در پژوهشهای معاصر، واژگان متنوعی برای توصیف دورههای ثبات نسبی فرامنطقهای در بازههای زمانی و مکانی مشخص بهکار گرفته میشود؛ با اینحال، این اصطلاحات واجد معانی گوناگونیاند و نمیتوان در تمامی زمینهها از تعریفی یکسان برای آنها استفاده کرد. در اواخر عصر مفرغ، تحولات ناگهانی اقلیمی و اجتماعی موجب بروز تنشها و درگیریهای گستردۀ سیاسی-اجتماعی شد و قدرتهای سیاسی در این دوره قادر به ایجاد ثبات فرامنطقهای پایدار نگردیدند. با گذار از عصر مفرغ متأخر به عصر آهن، شاهد ظهور و گسترش نظام سیاسی، اقتصادی، نظامی و ایدئولوژیک آشور نو هستیم؛ نظامی که موفق شد نظم فرامنطقهای جدیدی را در عصر آهن بنیان نهد، خاورمیانۀ باستان را تحت کنترل درآورد و نوعی نظم جهانی اولیه را شکل دهد. مسئلۀ محوری این پژوهش، درک و تحلیل چگونگی شکلگیری و تداوم هژمونی آشور نو در عصر آهن است. بر ایناساس، با بهرهگیری از منابع مکتوب آشوری، نقشبرجستهها، مطالعات باستانشناسی میدانی و دادههای پژوهشی حاصل از تحقیقات انجامشده بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۲۰۲۳م.، تلاش شده است نظام هژمونیک امپراتوری آشور در قالب یک مدل تحلیلی سیستمی بازسازی شود. هدف اصلی، تبیین سازوکارهای عملکردی هژمونی آشور و چگونگی تحقق نظم فرامنطقهای در خاورمیانۀ باستان است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار سیاسی و اقتصادی آشور نو واجد ویژگیهای سیستمی منسجمی بوده است که زمینهساز گسترش و تثبیت هژمونی این امپراتوری در پهنۀ خاورمیانۀ باستان گردید؛ هرچند فروپاشی ناگهانی آشور درپی شکلگیری ائتلافهای ضدهژمونتیک رخداد، اما ساختار نظم فرامنطقهای آن تداوم یافت و الگوهای هژمونتیک آشوری در امپراتوریهای پسین نیز بازتاب یافت؛ از اینرو، میتوان امپراتوری آشور نو را نخستین قدرت جهانی دانست که الگوی یک نظام هژمونتیک فرامنطقهای را پدید آورد.