پدیدارشناسی هرمنوتیکی هنر بزرگ؛ تلاش هایدگر برای عبور از زیباییشناسی
نویسندگان
1 دکتری فلسفه غرب، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2025.63494.3865چکیده
هایدگر معتقد است فهم متافیزیکی از هنر و نظریههای زیباییشناسانه سایهای سنگین بر نسبت ما با هنر و آثار هنری انداخته است. این موضوع هم به ساحت فهم و درک آثار هنری (در مقام مخاطب) و هم به ساحت ابداع آثار هنری (در مقام هنرمند) تسری یافته است. راهی که هایدگر برای برگذشتن از زیباییشناسی و حتی فراتر از آن برای عبور از سوبژکتیویسم ارائه میکند، «پدیدارشناسی هرمنوتیکی آثار هنری بزرگ» است. این راه از نظر او یگانه راه نزدیکشدن به ذات هنر است. او در این مسیر پدیدارشناختی به یک دور میرسد. دوری که یکسوی آن حقیقت هنر است و سوی دیگر آن اثر هنری. این مقاله درصدد بررسی این موضوع است که هایدگر چگونه با تحلیل پدیدارشناختی - هرمنوتیکی برخی آثار هنری بزرگ نشان میدهد که میتوان پلی پدیدارشناسانه به ماهیت هنر زد و در مسیر کشف حقیقت هنر قدم برداشت. در همین راستا در تلاش است برخی مقومات ذاتی هنر را تشخیص دهد. «رخداد حقیقت در اثر هنری» و «برافراشتن عالم در پرتو اثر هنری» از جمله این مقومات ذاتی است.