براهین اتحاد عاقل و معقول در فلسفه‌ افلاطون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.49399.3078
چکیده

اتحاد عاقل و معقول آموزه‌­ای است که بیان صورت نهایی فلسفی خود را در فلسفه­ ملاصدرا بازیافته است؛ اما این اصل به بیان خودِ ملاصدرا و به شهادت متون فلسفی، ریشه در سنت فلسفی یونان باستان دارد. به عنوان نمونه اصل اتحاد عاقل و معقول را می‌­توان نزد افلاطون، ارسطو و حتی پارمنیدس بازشناخت. انئادهای افلوطین سرشار از مباحث مرتبط با اتحاد عاقل و معقول و تبیین و کاربرد این اصل مهم فلسفی هستند. ادبیات پژوهشی در خصوص پیشینه­ یونانی این نظریه هم‌­اکنون بسیار فقیر است. از آنجا که بررسی سیر تحول تاریخی ایده‌­های فلسفی نقشی مهم در تعمیق شناخت فلسفی و روشن ساختن نسبت­‌های درونی میان نحله‌­های فلسفی دارد، این مقاله تلاش می‌­کند تا مساهمتی در جهت بررسی سیر تطور این اندیشه­ مهم فلسفی باشد و گام نخست در این راستا، مبرهن ساختن وجود چنین اندیشه‌­ای نزد متفکران پیشین و در این مورد خاص افلاطون، است. بنابراین ابتدا با واکاوی متون مکتوب افلاطون‏، دلایل و براهین وی بر این اصل مورد بررسی قرار می­‌گیرند و پس از به دست­دادن صورت­‌بندی کلی وی از این اصل، به بررسی این مسئله پرداخته می­‌شود که پذیرش یا عدم پذیرش اتحاد عاقل و معقول چگونه تفاوت‌­های مهم و معناداری در تفسیر و فهم فلسفه­ افلاطون و نیز دست­یابی به فهمی کامل‌­تر از نسبت فلسفه­ وی با فلسفه­ ارسطو و فلسفه­ اسلامی ایجاد خواهد کرد.