خوانش انتقادی دیدگاه غزالی در سرنوشت سازی انسان توسط خویش
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22034/jpiut.2024.61670.3768چکیده
تبیین میزان تأثیر انسان در هستی و نقش او در تعیین و تغییر سرنوشت خویش، از مهمترین مباحث کلامی است که در فلسفه و کلام اسلامی، هماره مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان مکاتب گوناگون فلسفه و کلام اسلامی بوده است. در جهت تبیین این مساله در مقام ثبوت، سه دیدگاه کلی جبرگرایی، تفویض و امرٌ بین الأمرین شکل گرفته است. متکلمان معتزلی و امامیه، به سبب دفاع از مسئولیت انسان در برابر افعال صادره از وی و معناداری جزا و پاداش، استقلال نسبی انسان را در سرنوشتسازی خویش به معنای برخورداری آزادانه از اختیار پذیرفته اند. غزالی با این دیدگاه که پذیرش اختیار برای انسان، ناقض توحید افعالی است و به دلالت التزامی، قدرت و ارادۀ خداوند متعال را محدود می نماید قائل به جبر و کسب شده است. جستار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی پس از تبیین مفهوم اختیار و جبر انسان، با مراجعـه به آثار غزالی، صحت و سقم این نسبت و ادعا را بررسـی می کند. یافته ها: غزالی معتقد به نظام علیّت میان پدیدههای هستی نمیباشد و تکرار روابط و نظم موجود را ناشی از عاده الله میداند. قضا و قدر تعیینکننده تمام حوادث و پدیدارهای جهان هستند و تمام افعال هستی، فعل ارادی و اختیاری خداوند است. نتایج: غزالی با انحصار اراده و اختیار به خداوند متعال، و تعیین پیشینی حوادث و رویدادها با قضا و قدر، برای انسان نقشی در سرنوشتسازی خویش قائلنیست. توسل او به ایدۀ «کسب» در راستای مسئولیت انسان در برابر اعمال خویش نیز نتوانسته است پارادوکس جبر و جزا را حل نماید و از مشکلات عقلی جبرگرایی بکاهد.