واکاوی تفکرات ارسطو و سوفسطائیان درباره حکومت‌ مطلوب

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2024.59746.3653
چکیده

تعیین حکومت مطلوب و تبیین مهم­ترین مؤلفه­‌های آن، همواره یکی از موضوعات مهم و چالش­ برانگیز حقوقدانان، سیاستمداران و فیلسوفان بوده است. امروزه، تعریف­‌های مختلفی از حکومت مطلوب ارائه شده و در آن­­­ها، به شاخص‌­های مهمی چون مشارکت عمومی، قانون­‌گرایی و برابری افراد اشاره شده است. معیار­های تعیین حکومت مطلوب، یکی از مهم‌­ترین چالش­های فکری فیلسوفان و سوفیست‌‌ها در سده­‌های پیشین بوده­ است که این تزاحم دیدگاه­‌ها نیازمند واکاوی و بررسی می‌­باشد. ارسطو به یک حکومت ترکیبی در دست‌یابی به حکومت مطلوب معتقد بود و در این راستا، بیشترین میزان انطباق با طبیعت مدنی آدمی را، جامع‌­ترین شرط استمرار و بقاء حکومت مطلوب می‌­دانست؛ اما در مقابل، علی‌رغم فقدان دیدگاه واحد درباره حکومت­ مطلوب در اندیشه سوفیست‌­ها، آن­ها همواره در بیان آراء خود، به منافع متکثر افراد و بیشترین میزان بهره‌مندی از امکانات موجود تاکید می­‌کردند. در این نوشتار، ضمن تبیین تفصیلی دیدگاه ارسطو نسبت به قسم‌­بندی حکومت‌­ها و به ویژه تعیین نوع حکومت مطلوب، دیدگاه‌­های سوفیست­‌ها در این باره و نزاع فکری آنان با فیلسوفان نیز بررسی شده است.