نقش و تأثیر کارل مارکس در شکلگیری مفهوم دولت رفاه
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه حقوق، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران،
doi
10.22034/jpiut.2025.65417.3985چکیده
دولت رفاه یکی از مفاهیم مهم حقوق عمومی بوده و اساس حکومتداری مدرن تلقی میشود. هرچند امروزه برخی، دوره دولت رفاه را پایانیافته میدانند و ادعا دارند که جهان وارد عصر دولت فرا تنظیمگر شده است اما واقعیت این است که حتی در دولتهای پساتنظیمگر نیز شاخصهایی از دولت رفاه دیده میشود. بنابراین آشنایی با مفهوم دولت رفاه، مقدمه آشنایی با مفهوم دولت پساتنظیمگر میباشد. اگر به بسترهای شکلگیری دولت رفاه نگریسته شود درمییابیم که بحرانهای برخاسته از اقتصاد کلاسیک، کشورهای غربی را واداشت تا مفهوم دولت رفاه را بهعنوان راهحلی در سیاست لحاظ کنند. این در حالی است که مارکس سالها قبل، پیرامون آسیبهای اقتصاد کلاسیک تأمل نموده و در این خصوص هشدار داده بود. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که انتقادات مارکس از جوامع لیبرال، چه تأثیری در ظهور مفهوم دولت رفاه داشته است؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که مفهوم دولت رفاه پس از مرگ مارکس زاده شده و نظریات این اندیشمند در خصوص رفاه با مفهوم دولت رفاه تفاوتهایی دارد اما به نحوی، انتقادات مارکس از جامعه لیبرال، در این روند نقش بسترساز داشته است. این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی بوده و ازلحاظ جمعآوری اسناد کتابخانهای میباشد.