سنجش نگرش شهروندان نسبت به مدیریت سگ‌های پرسه‌زن آزاد در شهر تبریز: یک مطالعة مقطعی

نویسندگان

1 گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکدة مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، تبریز، ایران.

2 گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکدة مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، تبریز، ایران.

3 گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکدة مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، تبریز، ایران.

4 گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکدة مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، تبریز، ایران.

5 گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکدة مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22059/jne.2026.405182.2855
چکیده

افزایش جمعیت سگ‌های پرسه‌زن آزاد در شهرهای ایران و پیامدهای ناشی از آن، بررسی نگرش عمومی نسبت به این مسئله را ضروری ساخته است. هدف پژوهش حاضر، سنجش نگرش شهروندان تبریز نسبت به مدیریت سگ‌های پرسه‌زن آزاد بود چراکه شناخت نگرش شهروندان می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های مؤثر و انسانی‌تر در مدیریت جمعیت سگ‌های پرسه‌زن آزاد باشد. این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی در بازة زمانی بهمن ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ بر روی ۷۷۳ نفر از ساکنان شهر تبریز انجام شد که با روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی شدة چندمرحله‌ای از ۳۳ منطقة شهری انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامة محقق‌ساخته شامل سه بخش گردآوری شد: متغیرهای جمعیت‌شناختی و تجربی، ۱۷ گویه در چهار بعد نگرش (مداخلات غیرکشنده، نقش مردم در مدیریت، اهمیت مسئله و بازگردانی سگ‌ها به محیط) با مقیاس لیکرت ۷ ‌درجه‌ای، و سؤالات نیمه‌ساختار‌یافته دربارة ترجیحات مدیریتی. تحلیل داده‌ها با آزمون‌های تی‌مستقل و تحلیل واریانس یک‌طرفه انجام گرفت. میانگین سنی پاسخ‌دهندگان 42/27±14/78سال بود؛ 53/3٪ زن و 83/6٪ متأهل بودند. نتایج نشان داد بین زنان و مردان، متأهلان و مجردان، سرپرستان و سایر اعضای خانواده، و نیز براساس محل سکونت و تجربة عقیم‌سازی حیوان تفاوت معنی‌داری در نگرش وجود داشت (0/01>P). آزمون ANOVA نیز تفاوت معنی‌دار نگرش را بر حسب اعتقادات مذهبی، شغل، تحصیلات، درآمد، مواجهه با سگ‌ها و سابقة غذارسانی نشان داد. نتایج نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری مؤثر در این حوزه باید مبتنی بر آموزش عمومی، ارتقای آگاهی، اجرای مستمر برنامه‌های عقیم‌سازی و همکاری بین‌سازمانی باشد