شیوۀ داستان‌پردازی در سمک عیّار

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ادبیات دانشگاه اصفهان

2 استادیارادبیات دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

داستان سمک عیّار از قصه‌های بلند عامیانۀ ایرانی اواخر قرن ششم هجری است. فرامرز بن خداداد بن عبدالله کاتب ارجانی، مؤلف آن، داستان سمک عیّار را از قول شخصی به نام صدقه بن ابی القاسم شیرازی به شیوۀ سوم شخص نوشته است. زبانِ این اثر ساده و روان، جمله‌ها ساده و کوتاه و گاه بریده بریده، و قصه‌گو شیوۀ ایجاز را برگزیده است که همۀ آن‌ها از ویژگی‌های نثر گفتاری یا محاوره است. سمک عیّار اثری حماسی ـ تخیلی است و قهرمان آن مردی است عیّارپیشه به نام سمک. سمک مظهر دلیری و جوانمردی است و در هوشیاری و تدبیر و طرح نقشه‌های زیرکانه بی‌نظیر است. به دلیل تخیلی‌بودن این اثر، شخصیت‌های داستان هم رفتار طبیعی دارند و هم ماوراء طبیعی. این خصیصه از ویژگی‌های قصه‌های عامیانۀ قدیمی است. گفتار (کتبی و شفاهی) در این داستان به صورت گفتار یک‌طرفه (مونولوگ) و دوطرفه (دیالوگ یا گفت‌وشنود) و به صورت پیام‌های شفاهی و نامه است. گفتار یک‌طرفه به شکل‌های تحسین، نفرین، سوگند، و ... دیده می‌شود و گفتارهای دوطرفه نیز موضوعاتی همچون اقرار، خواستگاری، و مشورت را دربر می‌گیرد. در این اثر، زمان و مکانْ فرضی و تصوری است و، به سبب هیجان‌انگیزتر جلوه‌دادن، راوی آن را به سرزمین‌های دور و افسانه‌ای منسوب می‌نماید. حوادث داستان، به ظاهر، در چین و ماچین و خاورکوه و هند رخ داده‌اند؛ شاید به این دلیل که به امرای زمان برنخورد. از نام مکان‌هایی چون دشت ماران، قلعۀ شاهک، مرغزار زعفران مشخص است که قصه ایرانی است. درون‌مایة فکری و اخلاقی و اجتماعی این اثر از لابه‌لای گفتار، کردار، و پندارها در خلال داستان‌های آن مشخص می‌شود.