پدیدارشناسی ادراک موسیقایی از دیدگاه میکل دوفرن

نویسندگان

1 استادیار فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران

doi
10.22034/jpiut.2024.59703.3648
چکیده

تمرکز اصلی این پژوهش بر مطالعات پدیدارشناختی موسیقی از منظر تجربه گوش‌ دادن به موسیقی با تأکید بر آرای میکل دوفرن است. این پژوهش به بررسی شرایط امکان ادراک موسیقایی می‌پردازد و اینکه چگونه توصیف‌های پدیدارشناختی از تجربیات موسیقایی در درک تجربیات عینی ما ایفای نقش می‌کند. برای پاسخ دادن به این پرسش که هدف اصلی پژوهش است با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناختی مبتنی بر دیدگاه میکل دوفرن تلاش می‌شود کاربردهای پدیدارشناسی در توصیف و روشن کردن تجربه گوش دادن به موسیقی تبیین شود. دوفرن سه مرحله برای ادراک زیبایی‌شناختی قائل است: 1. حضور 2. بازنمود و خیال 3. تأمل و احساس. ازنظر او، فرایند ادراک یک فرایند دیالکتیکی روبه‌پیشرفت است. برای این ادراک تماشاگر باید فعال باشد تا بتواند به عمق ابژة زیبایی‌شناختی و بیان آن دست یابد. او نتیجه می‌گیرد که اوج ادراک زیبایی‌شناختی در احساس پیدا می‌شود که نحوة بیان اثر را آشکار می‌کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در یک نگاه پدیدارشناختی، مواجهه با یک اثر هنری در فرایندِ آگاهانة شناخت اثر، تجربه اثر در زمان و مکان، فرایند اجرا و فرایند رشد درونی رخ می‌دهد. این موضوع اگرچه در گزارش دوفرن از تجربة زیبایی‌شناختی به‌طورکلی برجسته‌ است اما مشخصاً مواجهه با موسیقی را به‌عنوان یک فرایند از تغییر و رشد توضیح می‌دهد. همچنین این نتیجه حاصل می‌شود که در تجربه گوش دادن به موسیقی، تجربه‌های معمولی ما از درک زمان و مکان، بدن و احساس و از تجربه شخصی و اجتماعی دگرگون‌شده و شنونده به یک شرکت‌‌کننده فعال در این فرایند تبدیل می‌شود. چنین تجربه‌ای نه‌تنها می‌تواند فهم اجرا و فهم نظری ما از موسیقی را افزایش دهد، بلکه باعث می‌شود دریافت‌کنندگان نه‌تنها اثر هنری، بلکه فرایند خودسازی را کشف ‌کنند.