حاکمیت هوش مصنوعی از دیدگاه پدیدارشناسی سیاسی
نویسندگان
1 ، دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
doi
10.22034/jpiut.2024.58516.3760چکیده
در این نوشتار تلاش شده با رویکرد تفسیری و چارچوب نظری جان مارو، حاکمیت هوش مصنوعی بر اساس دیدگاه پدیدارشناسان سیاسی تبیین شود. بنابر سوال اصلی، چگونه پدیدارشناسی سیاسی بینشهایی دربارۀ مفهوم حاکمیت هوش مصنوعی ارائه میدهد؟ بنابر فرضیه، پدیدارشناسی حاکمیت هوش مصنوعی را دارای عقلانیت ابزاری ریاضی و پوزیتیویستی میداند. سیستمهای ریاضی که به زیستجهان شکل میدهند باعث شکلگیری حاکمیت سیاسی هوش مصنوعی شده است. نتایج پژوهش نیز نشان میدهد پدیدارشناسان سیاسی در فرایند شکلگیری حاکمیت هوش مصنوعی به سیستمهای ریاضی اشاره میکنند، سیستمهای رسمی-ریاضی که جهان ریاضی را پدید میآورد موجب ریاضیسازی و دیجیتالسازی زیستجهان و افق سیاسی آن میشود و در نهایت حاکمیت هوش مصنوعی پدید میآید. معتقدند حاکمیت هوش مصنوعی موجب قاببندی انسان و ریاضیسازی وجود و معنای آن میشود که حقیقت و حقوق انسانی را مطابق با فضای مصنوعی ریاضی ایجاد میکند. این فرایند با توسعه فلسفی هستی و آزادی انسان همراه نیست و به نوعی فراموشکردن زیستجهان و در تضاد با معنای انسانی پدیدارشناسی است. این فرایند را موجب تضعیف فضیلتهای باستانی و تحریف کنش سیاسی به معنای فضای سیاسی دولتشهری میدانند و ضمن اتخاذ بینش کیهانی و ضد مدرنیسم، عمدتاً وابستگی خود را به فضیلتها و حقوق و قانون طبیعی نظامهای سیاسی پیشامدرن بر ضد نظامهای مدرن جهان ریاضی نشان میدهند.