فوکو و هستی‌شناسیِ رمان: واسازی مفهوم خانه

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات، دانشگاه گنبد کاووس، ایران.

2 استادیار گروه الهیات، دانشگاه گنبد کاووس، ایران

doi
10.22034/jpiut.2024.60672.3718
چکیده

موضوع مقالۀ حاضر تحلیل فوکو از هستی­‌شناسی رمان است؛ هدف اصلیِ پژوهش حاضر خوانشی بینارشته­ای برای نشان دادن این نکته است که چگونه هستی­‌شناسیِ رمان بر واسازی مفهوم خانه مبتنی است: شخصیت‌­های رمان برخلاف شخصیت‌های حماسۀ یونانی و کتاب مقدس هر بار از خانه دور می­‌شوند تا قلمروی ناشناخته از هستی یا بُعدی تازه از انسان را کشف کنند. فوکو با خوانش رمان دُن‌کیشوت این نکته را نشان می­‌دهد. بین این بی‌­خانمانی استعلایی و هستی‌­شناسیِ تازه رابطۀ مستقیم وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر معلوم کرده است که این واسازی مفهوم خانه نتایج مشخصی داده است: 1. رمان، اخلاق مبتنی بر تفاوت را جایگزین اخلاق شباهت­‌محور کرده است. 2. خانه یک مفهوم ثابت و بدون تغییر نیست، بلکه مفهومی است که ساخته می­‌شود. 3. ماجراجویی رمان فراروی از امر معلوم به سوی قلمروهای نامعلوم است. 4. رمان در جستجوی اتوپیا نیست، بلکه نقشه‌نگاری هتروتوپیا به عنوان قلمروهای صیرورت و کثرت است. نتیجۀ محوریِ پژوهش حاضر آن است که تفاوت رمان با حماسه، صرفا تفاوت ژانری نیست، بلکه تفاوتی هستی­‌شناختی است.