بررسی نقش ICT و رانت منابع طبیعی بر توسعة انسانی و کیفیت محیطزیست: شواهدی از کشورهای N11 و رویکرد SUR
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشکدة مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 گروه اقتصاد، دانشکدة مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.22059/jne.2025.392316.2788چکیده
فرضیة نفرین منابع، ارتباط پیچیده بین وفور منابع طبیعی و توسعة اقتصادی را به چالش میکشد. این پژوهش با هدف بررسی روابط همزمان بین توسعة انسانی و ردپای اکولوژیک و عوامل مؤثر بر آنها، شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات، رانت منابع طبیعی، ارزش افزودة صنعت، شهرنشینی، جهانیشدن، توسعة مالی و بهویژه اثر تعاملی ICT و رانت منابع، در کشورهای N-11 (با تأکید بر ایران) طی دورة 2021-2007 انجام شده است. بدینمنظور از روش رگرسیون سیستم معادلات همزمان بهظاهر نامرتبط استفاده شد. نتایج نشان میدهد ICT نقش دوگانهای دارد: ضمن افزایش معنیدار توسعة انسانی با ضریب 0/30، باعث تشدید ردپای اکولوژیک با ضریب 0/11 نیز میشود که گویای تعارض بین پیشرفت فناوری و پایداری محیطزیستی است. رانت منابع طبیعی، با کاهش معنیدار توسعة انسانی با ضریب 0/11- و افزایش چشمگیر ردپای اکولوژیک با ضریب 0/10، فرضیة نفرین منابع را تأیید میکند. ارزش افزودة صنعت و شهرنشینی هر دو توسعة انسانی را تقویت (ضرایب 0/31 و 0/33) اما ردپای اکولوژیک را نیز افزایش میدهند (ضرایب 0/05 و 0/41). توسعة مالی با وجود افزایش قابل توجه توسعة انسانی با ضریب 0/18 فشار زیادی بر محیطزیست با ضریب 0/61 وارد میکند، که لزوم سیاستهای مالی سبز را برجسته میسازد. اثر تعاملی ICT و رانت منابع، با افزایش توسعة انسانی با ضریب 60/0 و کاهش ردپای اکولوژیک با ضریب 60/0- نشان میدهد که توسعة ICT میتواند به شکستن نفرین منابع در کشورهای N-11 کمک کند. این یافتهها برای سیاستگذاران کشورهای مورد مطالعه در جهت ایجاد تعادل بین توسعة انسانی و پایداری محیطزیستی اهمیت دارد.