بررسی عناصر داستانی در حکایات «جانور محور» مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری،دانشگاه فرهنگیان
doi
چکیده
مثنوی به سبب ساختار داستانیاش، همواره مورد توجه بوده است. شاید شخصیتپردازیهای مبتنی بر عناصر داستانی، این اثر بیبدیل عرفانی را به یک شاهکار ادبی تبدیل کرده است؛ چراکه پرداختن به نقشآفرینی پدیدههای غیر انسانی، خصوصاً شخصیتهای جانوری و شناسایی کارکردهای مثبت یا منفی و رمزگشایی از آنها، به ما در درک مفاهیم پیچیدة مثنوی کمک شایانی میکند. بنابراین داستانهای مثنوی فقط وسیلهای در خدمت تفهیم و شرح مفاهیم انتزاعی و عرفانی یا اخلاقی نیستند، بلکه این داستانها با ساختار ویژة مبتنی بر عناصر داستانی حیطههای «معرفتشناسی»، «انسانشناسی»، و «هستیشناسی» را نیز دربر دارند. در این مقاله، سعی شده است به تحلیل و بررسی داستانهای مبتنی بر شخصیتهای جانوری در مثنوی، مطابق با معیارهای منتقدان ادبی معاصر دربارة عناصر داستانی، پرداخته شود تا معلوم شود که مولوی، با وجود فاصلة زمانی بسیار با عصر ما، به رعایت و کاربست بسیاری از عناصر داستانی مثل شخصیتپردازی، طرح (پیرنگ)، نوع داستان، گفتوگو، درونمایه، و شیوة روایت پایبند بوده است.