کارکرد نماد در حکایتی از هفت‏پیکر

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند

doi
چکیده

یکی از انواع نقد ادبی نقد اسطوره‏ای است که برگرفته از نظریات یونگ در زمینة ناخودآگاه جمعی است. کار منتقد اسطوره‏ای بررسی کهن‏الگوهای اثر ادبی به‌مثابة بازتاب‏های ناخودآگاه جمعی ذهن شاعر یا نویسنده در اثر ادبی است؛ کهن‏الگوهایی که در نهاد ناخودآگاه ذهن مردمان قوم یا جامعه یا فراتر از آن، کل بشر، ساری و جاری است. ذهن آدمی این عقاید و رفتارهای اسطوره‏ای را اغلب به شیوه‏ای نمادین در‏می‏آورد. یکی از اشکال بروز این کهن‏الگوها به شکل نماد، علاوه‌بر خواب و رؤیا و ...، خلاقیت‏های ادبی است. هفت‏پیکر نظامی از آثاری است که سرشار از نمادهای اسطوره‏ای و کاربردهای کهن‏الگویی است. در این مقاله سعی شده با استفاده از امکاناتی که الگوی روان‏شناسی یونگ در زمینة ناخودآگاه جمعی به‌دست داده است و نظر نورتروپ فِرای در زمینة میتوس‏ها، حکایتی منظوم از این اثر بررسی شود تا کارکردهای نماد در این حکایت روشن شود.