بررسی کانینگاری سفالینههای سیلک III در حوضۀ آبخیز زایندهرود
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.
2 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران (نویسندۀ مسئول).
3 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22084/nb.2025.27480.2562چکیده
تجزیهوتحلیل پتروگرافی شامل شناسایی سنگها و مواد معدنی در داخل خاک رس و ارتباط آنها با منابع زمینشناسی سازگار با شواهد و مدارک باستانشناسی است. این روش یکی از راههای مطالعۀ قطعات سفالی بهمنظور شناسایی اجزا سازندۀ آنها، شناخت تفاوت و شباهت موجود در ترکیب و اجزا سازندۀ آنها، تعیین درصد هر یک از اجزا، تعیین درجۀ حرارت پخت سفالها با توجه به کانیهای موجود و درنهایت بررسی منشأ مواد اولیۀ تشکیلدهندۀ سفال است. پژوهش پیشِرو قصد دارد تا با توجه به اهمیت این روش در باستانشناسی و شباهت زیاد نمونههای سفالی یافت شده در حوضۀ آبریز زایندهرود با فرهنگ سفال سیلک III تپه سیلک، به بررسی و مطالعۀ ویژگیهای آنها بپردازد. چگونگی ویژگیهای سفال سیلک III حوضۀ رودخانۀ زایندهرود از نظر فنی و ظاهری (ترکیب و درصد عناصر موجود در بافت، نحوه و تکنیک پخت و میزان حرارت موردنیاز کوره در فرآیند تولید آنها) و عمدۀ شباهتها و تفاوتهای سفال سیلک III حوضۀ رودخانۀ زایندهرود با نمونههای مشابه خود در محوطۀ سیلک از اهداف و پرسشهای اصلی این پژوهش بودند. تلفیقی از روشهای کتابخانهای، میدانی و آزمایشگاهی بهکار گرفته شد. بعد از تهیۀ مقطع نازک از سفالها با بزرگنمایی 4X، تمام قطعات با میکروسکوپ دو چشمی پلاریزان مدل James Swift و براساس سه جزء اساسی ماتریکس (خمیره)، انکلوزیون و حفرهها (فضاهای خالی) مورد بررسی قرار گرفتند. 36 قطعه سفال دارای ویژگیهای فرهنگ سیلک III، برگرفته از تپههای گورگای، جمالو، آشنا، گاویاران، میدانک 1 و بدرخانی در حوضۀ رودخانۀ زایندهرود و 7 قطعه از تپه سیلک بهطور تصادفی انتخاب و آزمایش شدند. نتایج نشان میدهد که این سفالها باوجود تفاوت جزئی در چند نمونه، نهتنها ازلحاظ شکل ظاهری و نقوش شباهت زیادی دارند، بلکه ازنظر ویژگیهای فنی، یعنی فضاهای خالی، ساختار، کانیشناسی، مادۀ چسباننده و همچنین دمای پخت نیز بسیار بههم شباهت دارند. اختلاف در پخت نمونههای سیلک با نمونههای سایر محوطهها و وجود برخی از عناصر سنگهای آذرین یا سنگ چرت از مواردی است که نشان از منشأ متفاوت در ساخت تعدادی از سفالهاست، وگرنه سفال منطقۀ آبخیز زایندهرود از هر نظر و بهلحاظ تکنیکی با سفال نوع سیلک III تپه سیلک در یک گروه قرار دارد.