ریشه‎یابی دگرگونی‌های فکری و رفتاری تصوف مکتبی تا قرن نهم هجری قمری

نویسندگان

1 عضو پیوستة قطب علمی فردوسی‌شناسی، دانشگاه مشهد (استادیار بازنشسته)

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور مشهد

doi
چکیده

بیشتر جنبش‌های احساسی و مکتب‌های فکری ایرانی که پس از شکست ساسانیان شکل گرفته از اندیشه‎ها و زمینه‌های اجتماعی خالی نبوده است؛ از جملة آن‌ها گرایش‌های گروهی صوفیان است که، ازطریق دعوت به زهد و استغنا، هدف شخصیت‌بخشی و بیدارگری داشته‎اند. البته این هدف‌ها از دید مراکز حکومتی پنهان نمانده و دریافته‎اند که توجه بزرگان این مکتب‌ها به پاکی نفس و تربیت رفتاری مردم، نتیجه‎اش اثبات و ثبات شخصیت انسانی و درنهایت، کسب استقلال است؛ از‌این‎رو کوشیده‎اند، ضمن رعایت جانب این بزرگان و نگهبانی از عظمت مقام و القای تقدس زاهدانة آنان، درپی‌ جذب پیروان آن‌ها و منحرف‌کردن فعالیت‌های رفتاری آنان باشند. این توجه هم حوزه‎های جغرافیایی و عاطفی این مکتب‌ها را گسترش داده و هم ضرب ‌‌آهنگ سقوط آن‌ها را نواخته و سرعت داده است. در مقالة حاضر، برپایة شواهد و مدارک بازمانده، دگرگونی‌های فکری و رفتاری تصوف مکتبی ریشه‎یابی شده و نسبت میان کمیت خانقاه‌ها و گستردگی مراکز عمومی تصوف و فراهم‌شدن موجبات انحطاط و دگردیسی این اندیشه بیان شده است.