اعتباریابی ابعاد و مؤلفههای فرهنگ ریسک: کاربرد دلفی فازی
نویسندگان
1 استاد مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استاد مدیریت منابع انسانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
3 دانشیار مدیریت سیستمها دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
4 دانشیار مدیریت مالی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا
5 دکتری مدیریت منابع انسانی پردیس البرز دانشگاه تهران
doi
10.22111/jmr.2019.4514چکیده
فرهنگ ریسک، از موضوعات جدیدی است که پس از وقوع بحرانهای مالی وارد ادبیات مدیریت ریسک شده است. درحالیکه پژوهشهای متعددی در خصوص مدلهای کمّی مدیریت ریسک صورت گرفته، با وجود این، جنبههای رفتاری مدیریت ریسک، که در مفهوم فرهنگ ریسک تجلی مییابد، نیازمند تلاشهای فکری، توسعة تئوریها و انجام پژوهشهای بیشتری است. هدفاصلیاینپژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفههای فرهنگ ریسک در راستای دستیابی به مقیاسی برایشناساییوسنجش فرهنگ ریسک است. از سوی دیگر یک گام مهم و حیاتی در هر پژوهشی تصمیمگیری در خصوص مؤلفههای مناسب هر سازه است. نگهداشتن مؤلفههای نامناسب و حذف مؤلفههای با اهمیت جهتگیری مطالعات را گمراه میسازد. در این پژوهش شیوهدلفی فازی به عنوان یکی از فنون تحلیل علمی برای دستیابی به اتفاق نظر میان اعضای پنل برای تعیین مؤلفهها و ابعاد فرهنگ ریسک بکار برده شده است. این روش ابهام، تنوع و تفاوت دیدگاهها را در میان آنها کاهش میدهد و با دادن اطمینان از اینکه آیا دادههای جمعآوری شده از اعتبار لازم برخوردار هستند، کیفیت مؤلفههای انتخاب شده را افزایش میدهد. بدین منظور پرسشنامهای با بهرهگیری از نتایج پژوهشهای پیشین تدوین و برای اعضای پنل که شامل مدیران ریسک نظام بانکی بودند ارسال شد. روش دلفی فازی دراین پژوهش درمجموع در دو دور به انجام رسید. اعضای پنل دلفی در مجموع 56 مؤلفه، 13 بعد فرعی و 4 بعد اصلی را به عنوان ابعاد و مؤلفههای فرهنگ ریسک در صنعت بانکداری تشخیص دادند. 2 مؤلفه نیز به عنوان نتایج ملموس فرهنگ ریسک شناسایی شد.