اثربخشی عملیات اصلاحی بر پوشش گیاهی و ظرفیت مراتع البرز شرقی با دیدگاه بهرهبرداری حفاظتی و پایدار (مطالعة حوزة دستی تواز-ایران)
نویسندگان
1 بخش تحقیقات جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان سمنان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، سمنان، ایران
doi
10.22059/jne.2025.386804.2742چکیده
عملیات اصلاحی سالهاست که به منظور نگهداشت آب، خاک و حفاظت از اکوسیستم ها در راستای بهینه سازی زندگی آبخیزنشینان اجرا می شود. آگاهی از میزان موفقیت و اثرگذاری این پروژه ها در طی زمان می تواند اجرا و نگهداری از آنها را توجیه نماید. این مطالعه، اثربخشی عملیات مکانیکی (بندهای خاکی، بندهای سنگی-ملاتی و گابیون) و زیستی (کپه کاری، بذرپاشی، نهالکاری مثمر و علوفه کاری) در حوزة دستی تواز، میامی، ایران را بر پوشش گیاهی و ظرفیت مراتع بررسی می نماید. اندازهگیریها 15 سال بعد از اجرای عملیات در 7 تیپ مرتعی بهصورت تصادفی-سیستماتیک انجام گرفت. تیپ های گیاهی با استفاده از روش فیزیونومی-فلورستیک تعیین شد. درصد پوشش، تولید، وضعیت، گرایش تیپهای گیاهی و ظرفیت چرا (با دیدگاه بهره برداری پایدار) در کل حوزه محاسبه و با قبل از اقدامات مقایسه شد. بهمنظور تفکیک اثر بارندگی از مدیریت، بارندگی 15 سال قبل و بعد از عملیات با آزمون t مقایسه شد که این اختلاف معنی دار نبود. وضعیت متوسط مراتع، گرایش پیشروندة تیپ های گیاهی و بهبود وضعیت تولید نشاندهندة اثربخشی عملیات اجرا شده بود. تولید در کل حوزه از 901917/6به 1349135/9کیلوگرم و ظرفیت چرا در 90 روز از 5889/2واحد دامی به 7495/19 واحد دامی رسید. همچنین تیپ های گیاهی پس از عملیات از 5 تیپ به 7 تیپ گیاهی رسیده بود و گونة درمنه دشتی در 5 تیپ غالب بود. در خصوص عملیات مکانیکی باید گفت که اثرگذاری هر عملیات محدود به مرزهای بین تیپهای گیاهی یا زیرحوزه ها نیست. این عملیات بعضاً در مرز بین دو تیپ گیاهی اجرا شده که با توجه به ماهیت پروژه قادرند بر تیپی که فاقد عملیات هم هست، اثرگذار باشند. اگرچه عملیات پایدار و مقرون به صرفه عملیات زیستی است که در سطح وسیع قابلیت اجرا دارد، اما عملیات مکانیکی نیز در شرایط فرسایش پیش رونده، ضروری بوده و فرصت مناسب برای استقرار پوشش گیاهی و کنترل فرسایش را فراهم می آورد.