بررسی رابطة الگوی فضایی عناصر سیمای سرزمین و ترجیحات گردشگران در منطقة جنگلی چهلچای مینودشت، استان گلستان
نویسندگان
1 گروه محیط زیست، دانشکدة جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار، ایران.
2 گروه محیط زیست، دانشکدة جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار، ایران.
3 گروه محیط زیست، دانشکدة جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار، ایران.
4 گروه سنجش از دور، دانشکدة جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار، ایران.
doi
10.22059/jne.2025.387563.2741چکیده
الگوی فضایی عناصر سیمای سرزمین نقش مهمی در شکلگیری تجربة گردشگران و ترجیحات آنان ایفا میکند. نحوة توزیع، تنوع و چیدمان این عناصر، از جمله پوششهای طبیعی، کاربریهای اراضی، مسیرهای ارتباطی و محورهای بصری، تأثیر مستقیمی بر جذابیت یک مقصد گردشگری دارد. گردشگران بسته به ترجیحات فردی خود، به محیطهایی با ویژگیهای فضایی خاص، مانند مناظر طبیعی بکر، مناطق فرهنگی تاریخی یا فضاهای شهری منظم و متنوع، تمایل نشان میدهند. درک رابطة میان الگوی فضایی سیمای سرزمین و ترجیحات گردشگران میتواند به بهبود برنامهریزی گردشگری، ارتقای کیفیت تجربة گردشگران و توسعة پایدار مقاصد گردشگری کمک کند. مطالعة حاضر به ارزیابی الگوی فضایی عناصر سیمای سرزمین و تأثیر آن بر ترجیحات مکانی گردشگران در منطقة جنگلی چهل چای مینودشت واقع در استان گلستان می پردازد. برای انجام این پژوهش نخست مجموعهای از معیارهای ذهنی (6 معیار) و عینی (6 معیار) شناسایی و الویت بندی شدند. برای ارزیابی الگوهای سیمای سرزمین از 6 سنجة سیمای سرزمین که بیشترین نزدیکی را با معیارهای عینی-ذهنی داشتند، استفاده شد. رابطة بین متغیرها توسط رگرسیون لجستیک رتبه ای مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که ویژگیهای شکلی عناصر سیمای سرزمین (MSI) رابطة معکوس و معنیداری با مفاهیمی نظیر تراکم، تنوع، پیچیدگی، پیوستگی و فرم و شکل دارد. همچنین سنجههایی نظیر تراکم لبهها (ED) و ابعاد فراکتالی عناصر (MPFD) رابطة معنیداری با این مفاهیم دارند. معیار فاصله و عمق چشمانداز تنها معیاری است که با سنجة وسعت و مساحت (CA) رابطة معکوس و معنیداری دارد که نشان میدهد با افزایش وسعت یک عنصر در ساختار سیمای سرزمین، دید و عمق چشمانداز از نظر کاربران کاهش مییابد. براساس یافتهها، تمایل گردشگران به حضور در مکانهای با فرم و شکل طبیعی، گسترده با پیوستگی بالا در پوشش گیاهی، شکل زمین و حضور آب مورد تأیید قرار گرفت بهطوری که محدودههای با تراکم لبة بالا (ED) و تنوع شکلی (MSI) بیش از حد متوسط کمترین میزان حضور گردشگران را نشان میدهد. این امر بیانگر آن است که گردشگران از مکانهایی با پیچیدگی بصری زیاد که به نوعی بیانگر بهمریختگی و تغییرات انسانی زیاد است و خردشدگی عناصر سازندة سیمای سرزمین را بههمراه دارد، اجتناب میکنند. نتایج این پژوهش میتواند در مدیریت و برنامهریزی منابع تفرجی با هدف گردشگری مورد استفاده قرار گیرد و به کاهش اثرات مخرب آن کمک نماید.