رویکرد نظریه-برهانی به مفهوم پیامد منطقی، و نقد تارسکی به آن

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 پژوهشگر پسادکتری، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.50993.3160
چکیده

بنابر تعریف نظریه-برهانی از مفهوم پیامد منطقی، جملۀ  پیامد منطقی مجموعه مقدّمات  محسوب می‌شود اگر از  برهانی برای  وجود داشته باشد. تارسکی استدلال می‌کند که با افزایش هر تعداد قاعده به نظام‌های استنتاجی، همواره در آن نظام مواردی وجود دارد که جمله‌ای شهوداً پیامد منطقی مجموعه‌ای از جملات است، درحالی‌که در آن نظام ارائۀ برهانی برای آن جمله ممکن نیست. از این‌رو تعریف نظریه-برهانی نمی‌تواند بیانگر مفهوم شهودی پیامد منطقی باشد. مقالۀ حاضر به بررسی نقد تارسکی به تعریف نظریه-برهانی اختصاص دارد. بر اساس بررسی ما مشخّص شد که نقد تارسکی تعریف نظریه-برهانی را با مشکلی جدّی مواجه می‌کند؛ امّا این مطلب به این معنا نیست که تعریف نظریه-مدلی نسبت به تعریف نظریه-برهانی ارجحیت دارد؛ زیراکه نقدهایی قابل‌قبول نیز به رویکرد نظریه-مدلی وارد است. به‌نظر می‌رسد هیچ‌کدام از این دو رویکرد در ارائۀ تعریفی دقیق از مفهوم شهودی پیامد منطقی به‌منظور کاربرد در نظام‌های استنتاجی موفّق نیستند. بااین‌حال در نظام‌های استنتاجی مختلف می‌توان تقریری از هر یک از این دو رویکرد ارائه داد به‌گونه‌ای که در انسجام با سایر دیدگاه‌های متافیزیکی و معرفت‌شناختی مربوط به آن نظام بوده، و بنابر اهداف کاربردی قابل‌قبول باشد.