بررسی تغییرات پوشش گیاهی مراتع سامانة عرفی مرغسر و یورد غیدر حوضة قوشخانة لار، تحت مدیریت تشکل های عشایری
نویسندگان
1 مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2 مرکز آموزش و تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jne.2024.379690.2699چکیده
با تغییرات ایجاد شده در نحوة مدیریت مراتع عشایری که نمود آن جایگزینی دولت در تنظیم تقویم کوچ و مدیریت مراتع با عشایر است و نظر به محدودیتهای نظام دولتی، موضوع امکانسنجی واگذاری دوبارة این مسئولیت به عشایر و فراهم کردن زمینة نقشآفرینی آنها در مدیریت مراتع بهعنوان یکی از راهکارهای برونرفت از وضع نامناسب و ناکارآمد نظام مدیریت کنونی مطرح شده است. ازاینرو سازمان امور عشایر، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور ورود به مسئله را از مسیر متکی به نتایج تحقیق موضوعی، منطقی تشخیص دادند. پس از تشکیل جلسات متعدد، بهرهبرداران طایفة هداوند مرتع ییلاقی مرغسر و یورد غیدر حوضة قوشخانة لار، انتخاب شدند تا تأثیر مدیریت عشایر و حمایت ارگانها از آنان بر تغییرات پوشش گیاهی در این منطقه مورد آزمون قرار گیرد. بدینمنظور، نمایندگانی از سوی عشایر معرفی و اجرای پروژه در قالب تفاهمنامهای بین سازمانهای یادشده و نمایندگان عشایر منعقد شد. مراحل مطالعاتی پروژه به شکل مدیریت تعریف شده بهمدت 4 سال از سال 1394 آغاز شد. ارزیابی سالانة شاخصها از سال دوم در هر تیپ گیاهی، با استفاده از 20 پلات چهار مترمربعی در طول دو ترانسکت 150 متری انجام شد. در هر ترانسکت تعداد 10 پلات بهصورت تصادفی سیستماتیک مستقر گردید. شاخصهای مورد ارزیابی درصد تاجپوشش، ظرفیت، وضعیت، گرایش و درصد بهرهبرداری در دو مرحله قبل از ورود و پس از خروج عشایر از مراتع در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد عشایر این سامانه با رعایت تقویم کوچ اعلامشده از طرف بخش اجرا و رعایت نرخ دامگذاری براساس پروانة چرا و همکاری با ادارة کل منابع طبیعی مبنی بر عدم ورود دام مازاد و استفاده از قرقبان و عدم ورود دامهای غیر و رعایت کلی موارد کارشناسی و با حمایت و پشتیبانی مدیریت امور عشایری توانستهاند میزان چرا را کاهش دهند بنابراین درصد پوشش گیاهی قبل از چرا، تولید علوفه، پوشش گیاهی بعد از چرا، باقیماندة تولید و ظرفیت در سامانة عرفی مرغسر و یورد قیدر در دو سال آخر اجرای طرح افزایشیافته و درصد بهرهبرداری نیز کاهشیافت (از 94/2% در سال اول به 90/2% سال آخر). بنابراین بهبود نسبی شرایط پوشش و شروع روند کاهشی بهرهبرداری از مراتع را میتوان با نظام بهرهبرداری خانوادگی همچنین حضور مأموران حفاظتی محیطزیست و منابع طبیعی در منطقه مرتبط دانست. از اینرو بهنظر میرسد، این الگو به شرط همکاری ارگانهای مرتبط با نمایندگان عشایری، در مدیریت مراتع سایر مناطق مشابه نیز میتواند قابل تعمیم باشد.