بن‌مایه‌های لذّت‌گرایی در شاهنامه و تأثیرپذیری از افکار اپیکوریستی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه سمنان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

doi
چکیده

لذّت‌گرایی نظریه‌ای است که در آن افراد بشر، بهبود زندگی خود را در لذّت‌جویی می‌دانند و خوش‌باشی و اغتنام فرصت را پیشة خود می‌سازند. لذّت‌گرایی و شادخواری در طول تاریخ، سابقه‌ای طولانی در بین مردم دارد. اپیکور ـ فیلسوف یونانی ـ مکتبی با افکار لذّت‌گرایی به وجود آورد که با وجود مخالفت‌های فراوان به راه خود ادامه داد و طرفدارانی به‌دست آورد. اپیکوریست‌ها خدایان را انکار می‌کنند و معتقدند زندگی انسان، منحصر به همین دنیاست؛ پس انسان تا زمانی که در این دنیاست باید شاد باشد. این افکار، در آثاری چون شاهنامة فردوسی هم مؤثّر افتاده است. شاهان و پهلوانان ایرانی، در مجالس بزم خود غالباً از می و رامشگران استفاده می‌نمایند. اما این دو عنصر به تنهایی اسباب لذّت آنها را فراهم نمی‌آورد، آنها به زن نیز توجّهی خاص دارند و از شکار و چوگان‌بازی نیز برای تفریح و غم‌زدایی استفاده می‌کنند. شاهنامة فردوسی، سرشار است از شادی‌ها و لذّت‌گرایی‌ها، و فلسفة اپیکور نیز شادی را توصیه می‌کند. اما اینکه اندیشه‌های شاد‌باشی و لذّت‌گرایی در شاهنامه، چقدر با فلسفة اپیکور تطابق دارد، خود بحث دیگری است. دنیای حماسی شاهنامه را نمی‌توان با دنیای اپیکور ـ فیلسوف سرخورده ـ یکی دانست و تمایزاتی در این میان، وجود دارد که در بخش شاهنامه و اپیکوریسم و نتیجه‌گیری نهایی بدان پرداخته شده است.