خودینه بودن به مثابۀ ائودایمونیا: بررسی نسبتِ خود-تعینی، خود-دگرگونی و اضطراب در هستی و زمان هیدگر

نویسندگان

1 استاد، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران

doi
10.22034/jpiut.2023.59092.3629
چکیده

هیدگر با فهم وجود انسان به مثابۀ دازاین، یعنی موجودی که طرح وجود خود را افکنده و خود را زمان­مندانه بار می‌­آورد، موفق می­‌شود تا ازخود- تعینیِ نابازنمودی سخن بگوید. منظور از خود-تعینیِ بازنمودی مجموعه‌­ای از قواعد و ضوابط است که به مثابۀ یک اپیستمه، هنجاریت و مأنوسیت ویژه­ای را پیشاپیش برای تعینِ فاعل انسانی تحمیل می‌­کنند. از نظر هیدگر دازاین موجودی است که با ساحتِ خودیتِ خنثای خود نسبتی ذاتی دارد و چون این ساحتِ خودیت بالذات آینده‌سو است برای همین دازاین موجودی است که با رخ­دادن از  آینده، به طور ساختاری نه تنها خود-تعین است بلکه این خود- تعینی، خود- دگرگون کننده بوده و دربرابر تصاویر ثابت یا تحمیل­‌های بیرونی برای یک شکل زندگی عمومی  مقاومت می­کند؛ اما به نظر چنین می­‌رسد که این تنها هدف یا غایت هیدگر بوده و پروژة او در هستی و زمان به قسمی از استعلاگرایی دچار می­شود. نتیجه این ابتلا تا میزان زیادی فهمی از اخلاق به مثابۀ اخلاق در-جهان-بودن یا همان خود-تعینی را قرین فهمِ خودتعینیِ صوری کانتی می­‌کند.