مطالعه ی رابطهی درگیری مثبت در کار و بهرهوری دانش نیروی کار با نقش میانجی گر ساختار سازمانی
نویسندگان
1 استادیار، عضو هیات علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، عضو هیات علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22111/jmr.2018.4018چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطهی درگیری مثبت در کار و بهرهوری دانش نیروی کار با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی است. روش توصیفی-همبستگی و پژوهش کاربردی میباشد. جامعهی آماری شامل کارکنان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی است که حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و با روش نمونهگیری تصادفی ساده 90 نفر در نظر گرفتهشده است. دادهها با استفاده از پرسشنامههای درگیری مثبت در کار اوترخت (2009)، ساختار سازمانی رابینز (1990) و پرسشنامهی بهرهوری دانش نیروی کار محققساخته؛ جمعآوریشدهاند که از نظر روایی محتوا، سازه و همگرایی مورد تائید قرار گرفتند. بهعلاوه، پایایی پرسشنامهها با آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0 تائید گردید. دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری و حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار PLS تحلیل شد و نتایج نشان میدهد که درگیری مثبت در کار و بهرهوری دانش نیروی کار بهصورت جدا و از طریق متغیر میانجی ساختار سازمانی، رابطهی مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی پیچیدگی، رسمیت و تمرکز مورد تائید قرارگرفت. بر این اساس طراحی ساختار سازمانی در جهت افزایش پیچیدگی، کاهش رسمیت و کاهش تمرکز، میتواند زمینهی مناسبی را برای افزایش درگیری مثبت در کار و درنتیجه بهبود بهرهوری دانش نیروی کار در سازمان فراهم آورد.