مقایسة الگوریتم های Bioclim، MaxNet و MaxEnt در پیش بینی پراکنش کبک دری خزری (Tetraogallus caspius) در ایران

نویسندگان

1 گروه مهندسی محیط‌ زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

2 گروه مهندسی محیط‌ زیست، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

3 گروه مهندسی طبیعت، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

doi
10.22059/jne.2024.369895.2630
چکیده

شناخت الگوهای حضور مکانی گونه‌ها و وابستگی محیطی آنها یکی از اهداف اساسی در بوم‌شناسی و تکامل است. در حال حاضر، بسته‌های نرم‌افزاری متعددی برای مدل‌‌سازی آشیان بوم‌شناختی گونه‌ها وجود دارد. بستة نرم‌افزاری والاس، به‌عنوان ابزاری در دسترس برای محققان و متخصصان حفاظت طراحی شده است و به‌عنوان یک منبع ایده‌آل برای آموزش معرفی شده است. در پژوهش حاضر، با استفاده از 262 دادة حضور کبک دری خزری و 12 متغیر محیطی و انسانی و در چهارچوب یک رویکرد مقایسه‌ای سه مدل Bioclim، MaxNet و MaxEnt، تحت بستة نرم‌افزاری والاس، پراکنش جغرافیایی کبک دری خزری در ایران مدل‌سازی شد. در هر سه مدل، مقدار عددی AUC عالی (0/96<) برآورد شد. بر اساس نتایج حاصل از سه مدل، حدود 4/6 تا 5/5 درصد از سطح کشور می‌تواند به‌عنوان زیستگاه مطلوب کبک دری خزری در نظر گرفته شود. بر این اساس، ارتفاعات کپه‌داغ، البرز، زاگرس، آذربایجان و قفقاز از اهمیت زیستگاهی بالایی برای کبک دری خزری برخوردار هستند. متغیرهای ناهمواری سطح زمین (36/8درصد)، ارتفاع (20/9درصد)، هم‌دمایی (18/6درصد) و بارش سالیانه (9/1 درصد) بیشترین اهمیت را در مدل‌سازی نشان دادند. بررسی‌های پژوهش حاضر، علاوه بر اهمیت استفاده از الگوریتم‌های مختلف در مدل‌سازی‌های پراکنش گونه‌ای، بر اهمیت استفاده از طیفی از متغیرها شامل توپوگرافی، پوشش گیاهی، منابع غذایی، اقلیم، گونه‌های هم‌زیست، رقابت و عوامل انسانی در مدل‌سازی پراکنش کبک دری خزری تأکید دارد.