بررسی و تحلیل ماهیت نقشمایههای گچبری بنای ساسانی تپه حصار دامغان بهمنظور پیشنهادهایی برای کاربری آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).
doi
10.22084/nb.2026.32143.2835چکیده
گچبری یکی از هنرهای ظریف و پررونق دورۀ ساسانی است. از نمونههای منحصر گچبری از دورۀ ساسانی، یافتههای بنای ساسانی دامغان است. از شیوههای مختلفی برای مطالعۀ گچبریها میتوان به طبقهبندی آنها براساس نقشمایه یا گروهی از نقشمایهها اشاره کرد که این پژوهش از آن بهرهمند شده است. پرسش اصلی پژوهش بدین شرح است؛ آیا میتوان با پژوهش برروی گچبریهای مکشوفه از بنای ساسانی دامغان، علاوهبر دوره به کارکرد بنا هم دستیافت؟ فرضیات پژوهش بر این نکته تأکید دارند که تزئینات حصار همزمان دو وجه دارند؛ تبعیت از الگوهای رسمی هنر ساسانی و انعکاس سنتهای محلی. این ترکیب نشاندهندۀ پویایی هنر ساسانی است که هم قدرت مرکزی را بازتاب میدهد و هم بافت منطقهای را جذب میکند. کیفیت بالای آثار نیز بیانگر کارکرد درباری یا آئینی بنا است و نقش کلیدی آن در انتقال سنتهای هنری به معماری اسلامی را نشان میدهد. نقشمایههای گچبری دامغان شامل: نقوش هندسی، گیاهی، حیوانی و انسانی است. با کشف رابطۀ تزئینات مختلف با بخشهای معماری، وجوه اشتراک و تفاوتهای موجود میان محوطهها به درک بهتر گچبریهای مکشوفه از بنای ساسانی دامغان کمک میکند. ویژگی نمادین گچبری، از دلایل اصلی این انتخاب است. شناخت بنیادین گچبریهای بنای دامغان از اهداف اصلی پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی است که ازطریق تفسیر و بررسی بیشتر مضامین بهدست آمده است. همچنین در اینجا کوشیده شده است تا معیارهایی برای طبقهبندی یافتههای مکشوفه در بنای ساسانی دامغان عرضه شود و بیشتر به گاهنگاری نسبی تکیه گردیده تا بر گاهنگاری مطلق. نتایج بیانگر آن است که گچبریهای این بنا را میتوان در گروههای مختلف، ازجمله: پلاک و نقوش انسانی و موتیف حیوانی طبقهبندی نمود که با مقایسۀ نقوش انسانی، دستیابی به جنبۀ دیگری از کارکرد در این بنا است که آنهم کاربری مذهبی است؛ با توجه به نقوش نمادین مذهبی، مانند: شیر، گراز و نقش زنان این احتمال تقویت میشود.