بررسی تطبیقی خاستگاه معرفت‌شناسی مفاهیم فلسفی از منظر هیوم و علامه طباطبایی

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران

2 دانشجوی دکتری الهیات و معارف اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

3 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2023.54889.3456
چکیده

بررسی آثار و نوشته­های فلاسفه در خصوص منشاء پیدایش مفاهیم فلسفی و مقدم برآن منشاء مفاهیم و تصورات، گویای شکل­گیری و اهمیّت تدریجی و متأثر این مسئله از یکسری اندیشه­ها در هر دو جهان غرب و اسلام دارد. در جهان غرب ایدة تصورات فطریِ مطرح شده از سوی عقل­گرایان و ردّ همین ایده از سوی تجربه­گرایان، در نهایت هیوم فیلسوف اسکاتلندی گریزان از فلسفة غامض را به سمت ردیابی از منشاء مفاهیم و تصورات می‌کشاند. دیوید هیوم ضمن ردّ تصورات فطری، با انقسام محتوایات ذهنی به تصورات و انطباعات و با ارائه طرحِ ارجاعِ تصورات بر انطباعات، زیر آب تمام مفاهیم فلسفی را چون مسبوق به هیچ انطباعی نمی‌بیند زده و در توجیه وجود این تصورات در ذهن به مبانی روان‌شناختی و خیالی متوسل می‌گردد. بعدها و در گذر ایام به دلیل ورود اندیشه‌های مغرب زمین به ایران بخصوص در دوران معاصر، مسئلة منشاء مفاهیم و تصورات (به طور عام) و منشاء مفاهیم فلسفی (به طور خاص) توسط علامه‌طباطبایی ارزش و اهمیت دو چندان می‌یابد. علامه همانند هیوم ضمن ردّ تصورات فطری و پیش ساختة ذهن و کشاندن علم به ساحت حضور و تاکید بر حاکویّت وکاشفیّت ذاتی علم و با ارجاع تمام مفاهیم و تصورات به علم حضوری، اعتبار و حیثیت معرفتیِ مفاهیم فلسفی را که در قاموس فلسفیِ هیوم متزلزل شده بود را بازگردانده و به فلسفه و مفاهیم محوری آن جانی دوباره می‌بخشد.