بازخوانی کتاب «دگرگونی آرمان‌ها در معماری مدرن 1750-1950» اثر پیتر کالینز، بر اساس ساختارگشایی دریدا

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

2 دانشجوی دکتری معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران‌

3 استاد گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران‌.

4 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22034/jpiut.2023.53906.3391
چکیده

کتاب دگرگونی آرمان‌ها در معماری مدرن‌ 1750-1950، اثر پیتر کالینز را می­توان به عنوان یکی از رفرنس‌های مهّم در تاریخ تئوری معماری نام برد که درآن کالینز تلاش می‌کند با بهره‌گیری از تفاوت آرای تاریخ کلاسیک و مدرن در فصل­های مختلف کتاب و با فرض میان‌رشته‌ای بودن علم معماری، به قیاس آن با دیگر رشته‌های تخصصی بپردازد‌. به خصوص در فصل قیاس با علم «زبان­شناسی» و پیوند آن با واژه «فصاحه» در مبانی بلاغت و کلام، مخاطب را به برداشت تازه‌ای از پیرامون معماری حول مبانیِ «زبان» می­رساند‌. امری بینارشته‌ای که بنیادی تاریخی-ساختاری دارد و چنان که از تحلیل­هایش برمی‌آید فراتر از نظر معماری صِرف به گستره فراگیر بینامتن این رشته با دیگران اشاره دارد‌. در نوشتار پیش‌رو نگارندگان تلاش می­کنند که ضمن خوانشی انتقادی (از یک کتاب)، ابعاد تفکر کالینزی را حول کلید واژه مفهومی «فصاحه» با استناد به استراتژی دکونستروکسیون دریدایی برگرفته از متن­های ساختاری سوسوری، در قیاس زبان با معماری، ساختارگشایی کند‌ و به این سؤال پاسخ دهد که چرا در مصادیق معماری و فصاحت، همانند ترکیب واژگان در زبان، دلالتِ به متن مطرح می­شود؟ و چگونه این «تفاوت»، در شیوایی معماری موثر است؟ مطابق آنچه از فحوای متن کتاب مذکور در این پژوهش انتقادی، بازخوانی می­شود، فارغ از نتایج مشترک استنباط شده از اشارات صریح یا در لفافه و ابهام کالینز، نقد این کتاب بزرگ، با هدف مطالعات مهم در زمینه­های رابط و میان‌رشته­ای، راهگشاست‌.