تبیین نقش رهبری اصیل در فراموشی سازمانی هدفمند با توجه به نقش میانجی توانمندسازی کارکنان
نویسندگان
1 دانشیار مدیریت دولتی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jmr.2017.3510چکیده
در طی دهه گذشته، شرکتها به شکل فزایندهای به ارزش مدیریت دانش جهت کسب مزیت رقابتی پی بردهاند. دو بعد عمده مدیریت دانش عبارتند از یادگیری سازمانی و فراموشی سازمانی. علیرغم تحقیقات بسیار زیادی که در زمینه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی انجامگرفته است، تاکنون در زمینه فراموشی سازمانی و مدیریت آن مطالعه و بررسی زیادی انجامنشده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری اصیل در فراموشی سازمانی هدفمند با توجه به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی می باشد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی استان سیستان و بلوچستان است که از میان آنها تعداد 165 نفر به روش نمونهگیری تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای رهبری اصیل آولیو و همکاران (2007)، فراموشی سازمانی دی هالن و همکاران (2004) و توانمندسازی روانشناختی وتن و کمرون (1995) میباشد. در این پژوهش از آزمونهای همبستگی، رگرسیون و مدل معادلات ساختاری استفادهشده و دادهها از طریق نرمافزار لیزرل مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاکی از آن است که رهبری اصیل هم بهطور مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم از طریق توانمندسازی روانشناختی بر فراموشی سازمانی هدفمند تأثیرگذار است و توانمندسازی روانشناختی بهعنوان متغیر میانجی در رابطه بین رهبری اصیل و فراموشی سازمانی هدفمند بهطور نسبی اثرگذار است. همچنین نتایج تأثیر مثبت توانمندسازی روانشناختی بر فراموشی سازمانی هدفمند را نشان داد.