تحلیلی بر دیدگاه فوکو در باب مناسبات مِتافلسفه و تجدد
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ایران
doi
10.22034/jpiut.2023.58859.3616چکیده
میشل فوکو (1984-1926) فیلسوف پست مدرن فرانسوی در آثار مختلف خود به تامل در ماهیت فلسفه و مناسبات آن با تجدد پرداخته است. این مقاله با توجه به طرح مناقشات معاصر در باب سرشت و سرنوشت فلسفه که ذیل ادبیات «متافلسفه» از دهه 1970 به این سو مطرح شده است و با مراجعه به آثار کلیدی فوکو همچون نظم اشیاء، دیرینهشناسی دانش، تاریخ جنسیت، قدرت- دانش به بازخوانی مناسباتِ فهم فوکویی از فلسفه (متافلسفه فوکو) در پیوند با خوانشی که وی از اومانیسم به مثابه بنیاد تجدد دارد میپردازد. آنچه در آرای فوکو به منزله حلقه وصل متافلسفه و تجدد است کوشش نظری وی در بسط و تعمیق ادبیات فکری «ضد اومانیسم» در سنت فلسفه قارهای میباشد.