برآورد بارش مؤثر به روش حل معکوس در اراضی تحت کشت گندم دیم و مقایسة آن با روشهای تجربی
نویسندگان
1 گروه علوم و مهندسی آب، دانشکدة کشاورزی، دانشگاه تهران، تهران، کرج، ایران.
2 گروه علوم و مهندسی آب، دانشکدة کشاورزی، دانشگاه تهران، تهران، کرج، ایران.
doi
10.22059/jne.2023.356951.2539چکیده
در این پژوهش باران مؤثر در اراضی تحت کشت گندم دیم استان کرمانشاه به روش حل معکوس برآورد گردیده و نتایج حاصل از آن با روشهای تجربی برآورد باران مؤثر ( USDA، FAO، درصدی و تجربی) مقایسه و خطای نسبی آنها برآورد شده است. با توجه به نیاز به دادههای هواشناسی و عملکرد محصول گندم دیم، از دادههای هواشناسی استان کرمانشاه که شامل 10 ایستگاه هواشناسی بوده و همچنین از اطلاعات میزان تولید و سطح زیرکشت موجود در سالنامههای زراعی برای محصول گندم دیم برای 14 سال زراعی استفاده شد. ابتدا بارش مؤثر به کمک انواع روشهای مورد اشارة تجربی محاسبه و همچنین تبخیر تعرق واقعی محصول گندم دیم با استفاده از توابع عملکرد در محدودة مطالعاتی محاسبه و در نتیجه مقدار بارش مؤثر برآورد گردید. سپس روشهای برآورد بارش مؤثر بهصورت تجربی و حل معکوس مقایسه شدند. نتایج نشان داد که روش درصدی با میانگین خطای نسبی 25/9 درصد کمترین خطا و روش FAO با میانگین خطای نسبی 47/78 درصد بیشترین خطا را نسبت به روش حل معکوس داشتند. با توجه به اینکه، روش های تجربی برآورد بارش مؤثر نسبت به روش حل معکوس مقدار خطای قابل توجهی داشته به توسعة مدل مناسبی از برآورد بارش مؤثر پرداخته شد؛ بدینمنظور، منحنی بر 12 سری از دادههای بارش-بارش مؤثر برازش داده شد و 2 سری از داده ها برای صحتسنجی بکار گرفته شدند. خطای داده های اعتبارسنجی تابع با معیار خطای RMSE ارزیابی شد. مقدار RMSE برای داده های اعتبارسنجی 4/61 میلیمتر محاسبه شد. سپس، روش های تجربی برآورد بارش مؤثر و روش تابع فیت شده مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده در این پژوهش با میانگین خطای نسبی 1/07 درصد قادر است با دقت بیشتری میزان بارش مؤثر را در استان کرمانشاه نسبت به روش های تجربی دیگر برآورد کند.