نظریه کلاسیک تبیین علّی زیر تیغ جان سرل
نویسندگان
1 دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2023.57069.3560چکیده
در خصوص تحلیل کنش ارادی دو نگرش کلی در فلسفه غرب وجود دارد: تبیین علّى و تبیین عقلانی غیرعلّی. دیدگاه نخست، نظریه کلاسیک و رایج در تاریخ فلسفه و اندیشه غربی بوده است، اما دسته دوم در قرن معاصر شکل گرفته است. بنا بر دیگاه نخست، عناصر درونى کنشگر یعنى میل، قصد و باور با کنش وی رابطۀ علّى دارند و تبیین کنش با استناد به آنها مصداقى از تبیین علّى است. جان سرل فیلسوف پرآوازه معاصر از طرفداران دیدگاه دوم، شش پیشفرض را برای نظریه نخست برشمرده، آنها را به نقد میکشد. این مقاله با استناد به سخنان سرل و طرفداران دیدگاه نخست، پیشانگارههای ششگانه سرل و انتقادات او را تبیین، تحلیل عقلانی و ارزیابی میکند. پیشفرضهای یادشده عبارتند از: علیت باورها و امیال برای کنشهای عقلانی، عقلانیت بهمثابه پیروی از اصول و قواعد خاص، عقلانیت بهمثابه یک قوه شناختی مستقل، ضعف اراده معلول اختلال در مقدمات روانشناختی کنش، عدم وجود دلایل غیرتمایلی برای کنش و تحقق عقلانیت در فرض سازگاری مجموعه امیال پیشین. سرل معتقد است این پیشفرضها ناتماماند. برخی از انتقادات سرل و دیدگاههای ایجابی وی جای مناقشه دارد، از جمله این که نفس کنشگر علت کنش است، نه باورها و امیالش، ایده دلیل غیرتمایلی برای کنش سرل ناتمام است و در این گونه دلیل نیز پای تمایل در میان است، برخلاف مدعای نظریهپردازان الگوی کلاسیک، قلمرو عقلانیت شامل اهداف و باورهای نخستین نیز میشود.