مفهومشناسیِ «نظام»؛ تفسیر هایدگر از دیدگاه شلینگ
نویسندگان
1 دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، ایران
doi
10.22034/jpiut.2023.57594.3573چکیده
نوشتار حاضر تفکر هایدگر دربارۀ مفهوم «نظام» در رسالۀ شلینگ با عنوان پژوهشهای فلسفی در باب ذاتِ آزادی انسان (1809) را در نظر میآورد. رجوع متأملانۀ هایدگر به رسالۀ شلینگ، در قالب دو درسگفتار و تفسیر چندینبارۀ او در سالهای 1936 و 1941، پژوهش در اصل شکلگیریِ نظام و پرسش از امکان نظامِ آزادی بهمثابۀ پرسش در باب ذات هستی است. در تفسیر او، ضرورت استقرارِ آزادی در نظام، در چارچوب این اصل اساسیِ اندیشۀ ایدئالیسم مطرح میشود که لازمۀ برپاییِ یک نظام، جستجوی اصلِ شکلدهندۀ هستی و پژوهش در چگونگی امکانِ وجود یک اتصال در بنیاد هستی است. به این ترتیب، هدف این مقاله ایضاح و پرتوافکنی بر تفسیر هستیشناسانۀ هایدگر است. پرسشهای راهنمای مقالۀ حاضر این است که چرا نظام در ایدئالیسم آلمانی به محور اصلیِ مجادله و ضروریترین مطالبه بدل میشود؟ و مطابق تفسیر هایدگر، شلینگ تا چهاندازه در بنیانگذاریِ نظام سازگار با آزادی موفق بوده است؟