تأملی در فلسفة تحلیلی و قاره‌ای؛ نهیلیسم، میراثی از عصر روشنگری

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2023.56520.3532
چکیده

در این نوشتار تلاش بر آن داریم تا با تأکید بر زمینه و زمانه‌ای که منجر به پیدایش دو نحلة تحلیلی و قاره‌ای گردید به بررسی خاستگاه‌های اصلی و بنیادیِ پیدایش آن‌ها در فلسفة کانت و چالش‌ها و نقاط ضعف و قوت آن‌ها نزدیک شویم تا هم به وجوه ایجابی و سازنده و هم به وجوه سلبی میراث فلسفی کانت بپردازیم. در راه نیل به این مقصود ابتدا از شرح اجمالی برخی ویژگی‌ها و افتراقات این دو نحلة فلسفی آغازیده و سپس با پرداختن به برخی مقدمات لازم، سراغ کلیت فلسفة کانت رفته تا از مدخل عمارت مستحکم فلسفی او به دو خروجی کلانِ تحلیلی و قاره‌ای برسیم. بدین سیاق از نزاع حکمت و شناخت در تعریف «فلسفه» تا دوالیسم «نومن-فنومن» کانت پیش خواهیم رفت و به میراث ناخواندة فلسفة او یعنی «نهیلیسم» نزدیک می‌شویم تا مواجهة دو نحلة بزرگ تحلیلی و قاره‌ای را به بوتة بررسی و آزمون بگذاریم. در پایان نیز تلاش می‌کنیم گمانه‌هایی چند را در خصوص ضرورت همراهی و هم‌یاری دستاوردهای هر دو نحله، مطرح سازیم.