تحلیلی بر ملاک ارزش اخلاقی از منظر کانت با تکیه بر آرای هِنسون و هِرمن
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه اصفهان، ایران
doi
10.22034/jpiut.2023.56859.3547چکیده
در باور کانت یک عمل تنها زمانی ارزش اخلاقی دارد که صرفاً به انگیزۀ انجام وظیفه و بدون دخالت هیچگونه تمایل و منفعت شخصی انجام شود. وی با بیان مثالهایی در کتاب بنیاد، نشان میدهد که وجود تمایلات همسو با اعمال وظیفهشناسانه، نظیر رفتار مبتنی بر همدردی، ارزش اخلاقی عمل را زیر سؤال میبرد. این نظرات بهویژه با احیای رویکردهای فضیلتمحور در نیمقرن اخیر، موضوع مناقشههای بسیاری گردید. در این میان تلاش دو تن از مفسران مشهور، ریچارد هنسون و باربارا هرمن، در ارائۀ تبیینی روشنگرانه از دیدگاه کانت و پاسخ به ابهامات مطرح برجسته است. هنسون ضمن ترسیم دو مدل ابتکاری از شرایط انجام عمل، به پدیدۀ مهم تعین چندعاملی اشاره کرد و قائل به بسندگی وجود انگیزۀ ادای وظیفه برای ارزشمندی اخلاقی عمل شد. هرمن نیز با ارائۀ مدل سوم، استدلال کرد که یک عمل در صورتی ارزش اخلاقی دارد که هم وظیفه اقتضا کند و هم انگیزۀ اصلی آن فارغ از اینکه تمایل عامل را منعکس کند یا نه، انگیزۀ وظیفه باشد. در این مقاله قوت و کارآمدی این مدلها را از رهگذر بررسی مثالهای مشهور کانت میسنجیم. نتیجه آنکه تفاسیر این دو، با وجود گشایش در فهم بهتر نظریۀ وی، کمک چندانی به حل ابهامات موجود نمیکنند. سادهانگاری پدیدۀ تعین انگیزههای متعدد و مشکل توتولوژی و دور از جمله نقدهای قابل بیان در این خصوص است. نگاه جامع به اندیشۀ کانت نشان میدهد که عمل به وظیفه و بیاعتنایی به سایر تمایلات و انگیزهها بخشی ناگزیر از فرآیند رشد منش اخلاقی آدمی است.