بررسی تطبیقی ازخودبیگانگی از نظرگاه علامه محمدتقی جعفری و مارتین هایدگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری الهیات، دانشگاه تبریز، ایران.

2 استادیار دانشگاه فرهنگیان، تبریز- ایران

doi
10.22034/jpiut.2023.59312.3640
چکیده

توجه به مسأله مرگِ اصالت و ازخودبیگانگی انسان، یکی از مهم‌ترین مسائلی است که انسان معاصر با آن درگیر است. غفلت از آن باعث‌‌‌ می‌شود که به تعبیر هایدگر، کویر هر روز گسترده‌‌‌‌‌تر گشته و شکاف بین خودبودگی و ازخودبیگانگی غیر قابل کنترل شود. در راستای فهم و مواجهه منطقی با این مسأله، تحقیق حاضر به صورت تطبیقی به چیستی و چرایی از خودبیگانگی از نظرگاه دو متفکر برجسته جهان اسلام و غرب علامه محمدتقی جعفری و مارتین هایدگر پرداخته است. بررسی‌‌ها نشان ‌‌‌می‌دهد که علامه جعفری ازخودبیگانگی را به دو قسم مثبت و منفی تقسیم‌‌‌ می‌کنند و ازخودبیگانگی مثبت را به معنای قرار گرفتن «خود» در مسیر تحولات منطقی خویش‌‌‌ و ازخودبیگانگی منفی را به معنای توجه انحصاری به بعد حیوانی و غفلت از مبدا و معاد‌‌‌ می‌دانند و از نظرگاه هایدگر، از دست دادن درک خود از وجود و معنایِ جهانِ خود، واقع شدن تحت سیطره طرح‌های پیشینی، تبدیل شدن به وجودِ دم دستی، عدم تلاش و جستجو برای پی بردن به معنای وجود و نیز تبدیل شدن به موجودی ایستا و منفعل انسان را از مدارِ خودبودگیِ اصیل و حقیقی خارج و وارد فضایی‌‌‌ می‌کند که «ازخودبیگانگی» نام دارد.