تحلیلِ روایتِ تاریخی_هگلیِ دانتو از استحالۀ شیء روزمره به اثر هنری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فلسفه هنر، دانشگاه بوعلی سینا. ایران
2 دانشیار گروه فلسفه هنر، دانشگاه علامه طباطبایی. ایران.
doi
10.22034/jpiut.2022.50535.3133چکیده
آرتور دانتو (2013-1924) فیلسوفِ معاصر، برای دستیابی به تعریفِ هنر، ضمن ردِّ دیدگاههای پیشین و مخالفتِ صریح با ذاتگراییِ مفهومِ هنر، با نگاهِ کاملاً متفاوتی، درصددِ تبیینِ رویکردی جدید در مواجهه با آثار هنریِ چالشبرانگیزِ معاصر است. او با رویگردانی از دیدگاهِ کانتیِ مسلّط بر نظریههای هنر تا اواسطِ قرنِ بیستم، نظریۀ خود را تحتِ تأثیرِ هگل و بر مبنای زمینۀ تاریخیِ روندِ ارتقایِ شیء عادی به اثر هنری بنامینهد. بر این اساس، زمینهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی لازم است تا ابژهها، مشروعیتِ اثر هنری بودن را کسب کنند. از نظر او به واسطۀ نوعِ نگاهِ هنرمند (در بسترِ تاریخی) به شئ عادی و نحوۀ ارائۀ او، روایتِ تازهای از یک امر معمولی پدید میآید و آن را به عنوان مفهوم و معنایی متجسّد درمیآورد که منجر به استحاله به یک اثر هنری میشود. از آنجا که درکِ محتوای فکریِ اثر و دستیابی به معنای اثر، کنشی فعّالانه از سوی ناظرِ اثر را میطلبد، تأکیدِ بیش از حدِّ نظریۀ او بر سوژهمحوری، تفاسیرِ شخصی را سبب میشود. همچنین با توجه به اینکه نظریۀ هنرِ دانتو بر فاصلۀ اثرِ هنری از دنیای واقعی تمرکز دارد (اثرِ هنری، ابژۀ واقعی نیست)، نسبتِ اثر با جهانِ واقع، زیرِ سؤال میرود و با خصائصی که برای اثر هنری قائل میشود، خود به نوعی گرفتارِ ذاتگرایی میشود. این مقاله در پیِ سؤالِ چه چیزی اثرِ هنری را اثرِ هنری میکند؟ با بررسی و توصیفِ آرایِ دانتو، ضمنِ اشاره به آثارِ هنریِ موردِ ارجاعِ وی، عواملِ مؤثر در نظریۀ او را واکاوی میکند تا نهایتاَ به تحلیلِ برخی ایراداتِ این تلقی از مفهومِ هنر بپردازد.