نگاهی به رویکردهای اخیر در معرفتشناسیِ فضیلتِ اعتمادگرا
نویسندگان
1 پژوهشگر گروه مطالعاتِ علم، موسسه پژوهشیِ حکمت و فلسفه، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.52233.3260چکیده
در این مقاله ابتدا منطقِ حاکم بر برخی از مهمترین تحولات در شاخۀ اعتمادگرا از معرفتشناسیِ فضیلت به تصویر درمیآید. برای تحققِ این هدف در بخش 2 تحلیلِ سهگانۀ سوزا از معرفت به مثابۀ دستآوردی معرفتی و باوری شایسته شرح داده میشود. در بخش 3 بر پایۀ نقدهای منتقدان دو دسته معضل برای این تحلیل معرفی میگردد. دستۀ نخست معضلِ معرفتهایی است که دستآورد و باورِ شایسته نیستند و نشان میدهند تحلیلِ سوزا شرطِ لازمِ معرفت نیست. دستۀ دوم معضلِ باورهای صادق موجه در مثالهای گتیهایِ غیرکلاسیک است که دستآورد و باورِ شایسته هستند ولی معرفت نیستند و نشان میدهند تحلیلِ سوزا شرطِ کافیِ معرفت نیست. پس از آن چهار رویکرد اخیر در معرفتشناسیِ فضیلتِ اعتمادگرا (یعنی معرفتشناسی فضیلتِ ضدشانس، شرحِ قابلیتی، شرحِ وابسته به محیط از توانایی و نهایتا معرفتشناسی فضیلتِ معرفت-اول) معرفی میگردند و نشان داده میشود چگونه هر یک از آنها کم و بیش در پاسخ به آن دو دسته معضل شکل گرفتهاند. من علاوه بر روایتِ نقدهای استاندارد به هر یک از این رویکردها نقدهای جدیدی را نیز به برخی از آنها وارد میکنم. نهایتاً در بخش 5 چارچوبِ کلیِ یک نسخۀ جدید از معرفتشناسی فضیلت را عرضه مینمایم. ایدۀ اصلیِ این رویکرد که معرفتشناسیِ فضیلتِ بلد-بودن-اول نام دارد آن است که بلد بودن نه تنها در ساحتِ عملی بلکه در ساحتِ نظری و در توضیحِ معرفتِ گزارهای در ترازِ تبیینی نخست میآید. من میکوشم با دلایلی مستقل از این شرحِ جایگزین دفاع کنم و نشان دهم این شرح پاسخهایی تازه برای دو معضلِ مذکور دارد.