خوانش فارابی از اوسیای ارسطو

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، حکمت و منطق، دانشگاه تربیت مدرس، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه شهید مطهری (مدرسه عالی)، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.46749.2882
چکیده

فارابی در ده اثر خود از جوهر و مشتقات آن به صورت پراکنده سخن گفته است. در این آثار، پی­در­پی به نقل­قول­هایی از ارسطو و تفسیر فارابی از آن نقل­قول­ها برخورد می­کنیم. فارابی انتخاب لفظ جوهر برای اوسیا را فرض گرفته است؛ به این معنی که بر سر ترجمه­ آن به موجود، عین، ماهیت و ذات دعوایی ندارد و معنای آن را حمل بر جوهر می­کند. این مقاله می‌کوشد شباهت­ها و تفاوت­های فارابی با ارسطو در بحث از مفهوم جوهر را تقریر کند و سپس از دل آن به دو نظریه­­ ابتکاری فارابی پل بزند. آن دو نظریه یکی در بحث تقسیم موجود ظهور می­کند و دیگری در نگرش فارابی به واقعیت. هرچند در این میان به چند ناسازگاری در کلام فارابی برخورد می­کنیم که زبان فلسفی او را حتی بیشتر از زبان فلسفی ارسطو در متافیزیک ابهام­آلود می­کند. همین امر عاملی می­شود که کلام فارابی قابلیت تفسیرهای متفاوتی داشته باشد. در نهایت درباره ارتباط مفهوم جوهر با مفاهیم شئ و تشخص بحث می­گردد.

کلیدواژه‌ها