وهم انگاری و مسئله ذهن

نویسندگان

1 دکتری فلسفه از دانشگاه تهران و پژوهشگر در دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، پردیس فارابی دانشگاه تهران، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2022.51469.3202
چکیده

نظریات فلسفه ذهن در نسبت پاسخ به مسئله­ ذهن، به وهم­انگاری و غیروهم­انگاری تقسیم می­شوند؛ وهم‏انگاری در مورد مسئله­ ذهن قائل به وهمی بودن هر آن چیزی است که نفس خوانده می­شود و به لحاظ مسئله­ مورد بررسی با وهم‏انگاری اراده­ آزاد و وهم­انگاری آگاهی متفاوت است؛ اما به لحاظ این­که از فیزیکالیسم بهره می­برند، با هم اشتراک دارند. نگارندگان تقریر اخیر از وهم­انگاری را نزد نوروفیلسوفان و دنیل دنت استقراء کرده­اند. مقاله­ حاضر به تبیین چیستی وهم­انگاری نفس، یعنی تبیین دو دیدگاه مذکور در باب مسئله­ ذهن و نهایتاً مقایسه­ تطبیقی آن­ها اختصاص دارد. برای این منظور از روش فیش­برداری کتابخانه­ای بهره برده­ایم و به این نتیجه رسیدیم که اینهمانی ذهن-مغز که اساسی­ترین مبنای فیزیکالیستی وهم­انگاری است تبعات فراوانی دارد؛ از جمله تبدیل شدن انسان به ماشین، یگانه انگاشتن انسان با سایر حیوانات و بروز برخی ایده­های خاص در مورد ایده­ زامبی فلسفی. چنین وهم‏انگاری­ای، نفس و آن­چه بر آن بنا نهاده شده است (مانند هویت شخصی غیرمادی، تبیین غیرفیزیکال آگاهی، وجود اراده آزاد، اخلاق متافیزیکی و ...)، همه را توهمی می‏خواند و معتقد است برای این مفاهیم، تبیین­های فیزیکال به دست آمده یا به دست خواهد آمد. وجه اشتراک دو نظریه مذکور هم، در وهمی خواندن مفاهیم ذهنی و مخالفت با دوگانه­انگاری­ براساس مبانی فیزیکالیستی-فرگشتی، و وجه اختلاف آن­ها در حذف­انگاری است. ناگفته پیداست که هر نظریه­ای از جمله وهم‏انگاری، قابل نقادی است؛ اما نگارندگان به دلیل رعایت حدود مقاله­نویسی از آوردن آن­ها معذوراند.