مفهوم‌گرایی الهی، راه‌حلی برای چالش افلاطون‌گرایی و نقد کریگ بر آن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حکمت و فلسفه اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه و اخلاق، دانشگاه زنجان، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.49686.3102
چکیده

مفهوم­گرایی راه­حلی برای حل مشکلی است که افلاطون­گرایی برای خداباوری ایجاد می­کند. این دیدگاه که توسط آلوین پلانتینگا و گِرِگ ولتی، دو فیلسوف معاصر آمریکائی، ارائه شده است، معتقد به واقع­گرایی ناافلاطونی در مورد کیفیت وجودی قضایا، جهان­های ممکن و اعیان ریاضی است؛ یعنی این امور را گرچه موجود می‌داند، لکن برای آنها وجود انضمامی و نه انتزاعی قائل است و جهت تلائم با خداباوری، این امور را به مثابۀ اندیشه­های خداوند در نظر می‌گیرد. کریگ، فیلسوفِ خداباور معاصر آمریکائی، معتقد است این دیدگاه نمی­تواند به عنوان راه‌کاری مناسب در نظر گرفته شود؛ چراکه انضمامی انگاشتن اموری مثل اعیان ریاضی قابل پذیرش نیست؛ علاوه بر اینکه مفهوم­­گرایی در توجیه قضایای کاذب با مشکل مواجه است. همچنین مفهوم­گرایی مستلزم اتصاف خداوند به اندیشه­های سخیف است و در تقریر ولتی از مفهوم­گرایی، چالش افلاطون­گرایی همچنان به قوت خود باقی است. با بررسی که انجام شد به نظر می­رسد برخی از اشکالات کریگ به دیدگاه ولتی و پلانتینگا از مفهوم­گرایی وارد است. همچنین می­توان اشکال جدّی­تری به مفهوم­گرایی به تقریر ولتی و پلانتینگا وارد نمود. پلانتینگا و ولتی از علم شهودی غفلت نموده­اند و علم خداوند را به علم حصولی فروکاسته­اند؛ چرا که اگر علم خداوند به نحو شهودی در نظر گرفته شود، در عین قائل شدن به واقع­گرایی نسبت به اعیان ریاضی، قضایا و جهان­های ممکن، این امور به نحو بسیط در وجود حق حضور دارند؛ نه به نحو مفاهیم جداگانه.