تحلیل و بررسی خلاقیت به مثابه اصل غایی در فلسفۀ وایتهد
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.48527.3020چکیده
آلفرد نورث وایتهد (1861-1947) بر این باور است که در هر نظام فلسفی یک امر غایی وجود دارد که اساس آن به شمار میآید. در فلسفۀ ارگانیسم او، که اصالت را به صیرورت و پویش میدهد، این امر غایی عبارت است از خلاقیت. اما وقتی در این زمینه به سراغ آثارش میرویم درمییابیم که به رغم اهمیت این موضوع، او مقصود خویش را به روشنی بیان نکرده است. نوشتار حاضر با نظر به اهمیت این موضوع، تلاشی است در جهت: یکم، توصیف و تحلیل خلاقیت به مثابه اصل غایی و روشن ساختن عمده مشخصههای آن. دوم، نقد تفسیرهای کثرتگرایانه و وحدتگرایانه از خلاقیت و ارائۀ تفسیری دیگر از خلاقیت که مبتنی بر وحدت در عین کثرت باشد. سوم، بررسی رابطۀ خلاقیت با خدا در آثار وایتهد و نشان دادن اینکه قرائت وایتهد از وجود خدا در چهارچوب نظام پویشیاش (به خصوص در پویش و واقعیت)، ایجاب میکند خدا و خلاقیت متمایز از هم باشند اما در عین حال به هم وابسته. چهارم، استخراج پارهای از پیامدهای مهم الهیاتی خلاقیت به مثابه امر غایی و نقد دیدگاه وایتهد بر اساس تمایز بین خلاقیت جهانشناسانه و خلاقیت هستیشناسانه که حاکی از این است که خلاقیت مورد نظر وایتهد عمدتاً از سنخ خلاقیت جهانشناسانه است و قابلیت تبیین آن در محدودۀ طبیعت میگنجد.