غفلت از راهبرد بنیانی آموزش مدیریت در کشور: اندیشه‌ی انتقادی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22111/jmr.2016.2513
چکیده

این مقاله با رویکردی مفهومی، با طرح مسأله­ی آموزش مدیریت در دانشگاه­های کشور و استفاده از تحلیل پدیدارشناختی و با هدف شناسایی مناسب­ترین و اثربخش­ترین راهبرد آموزش مدیریت و راه­حل کاربردی برای اجرای آن، به بررسی چگونگی پیدایش و تدقیق در پیچیدگی مفهوم، چیستی و ماهیت مطالعات مدیریت می‏پردازد. ماحصل این بررسی با بهره­گیری از چارچوب مفهومی یورگن هابرماس از طبقه­بندی علوم بر اساس اهداف شناختی­شان به اندیشه­ی انتقادی می­رسد که بنا به ماهیت دانش مدیریت آن­را می­توان مؤثرترین راهبرد برای کسب مهارت فراشناخت برای تدریس علوم مدیریتی معرفی کرد و هم­چنین موردپژوهی را بهترین روش برای یافتن راه­حل­های عملی مسائل مدیریتی دانست که این هر دو در سنتِ آموزشی دانشگاه­های کشور ما مورد غفلت قرار گرفته­اند و تا زمانی که باوری برای گرایش در زمینه­ی تدوین برنامه­ی درسی و تألیف متون مبتنی بر اندیشه­ی انتقادی در مدیریت و استفاده از موردپژوهی پذیرفته نشود، آموزش شاخه­های مختلف مدیریت جذابیت و اثربخشی لازم را برای دانشجویان پیدا نخواهد کرد.