قوم نگاری: استراتژی برای فهم فرهنگ سازمانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی دانشگاه فردوسی مشهد ، عضو هیئت علمی گروه مدیریت موسسه آموزش عالی عطار

2 استاد گروه مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد

3 استاد گروه مدیریت، دانشگاه فردوسی مشهد

4 استادیار گروه مدیریت، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22111/jmr.2015.2302
چکیده

       تحقیق قوم نگاری براساس رویکرد کل گرایانه و جامع، نه تنها بر پایه دیدگاه نظری خاصی قرار ندارد، بلکه اساساً به آزمون نظریه نیز توجه چندانی ندارد. نظریات در تحقیقات قوم نگارانه صرفاً برای تغذیه فکری محقق برای تعمیق بخشیدن به درک او در دریافت چارچوب‌های مفهومی مرسوم در علوم انسانی می‌باشد. بدین لحاظ اظهارات نظری تئوری‌ها زمانی وارد فرآیند تحقیق می‌شوند که رابطه آنها با پژوهش موردنظر مشخص شده باشد. این دیدگاه، یک شیوه تحقیق در رویکرد پدیدار شناختی است که بر ماهیت ذهنی و رفتار تاکید دارد. انسان شناسان و قوم­نگاران، به تمرکز بر روی داده‌ها سطحی و یا صرفاً  جمع­آوری از تعداد کمی از مردم علاقه­مند نیستند، آنها به مطالعات عمیق درباره مردم و یا فرهنگ می‌پردازند. در این راستا از نظر تحقیق قوم‌نگاری، اطلاعاتی سودمند است که از طریق زندگی و یا حضور فعال محقق در جامعه مورد مطالعه او بدست می‌آید. در این تحقیق با ورود به یک سازمان محلی و استفاده از ابزارهای مشاهده و مصاحبه به شناخت فرهنگ سازمانی آن پرداخته شد و از تحلیل اطلاعات 11 مولفه شامل؛ 1- احترام به شعائر و ارزشهای مذهبی 2- تبعیت­پذیری 3- رفتارهای رسمی 4- هویت سازمانی  5-نمادهای فیزیکی 6- فردگرایی 7- شعار تکریم ارباب رجوع 8- درآمدزایی 9- تاکبد بر قوانین سازمانی  10- مقاومت در برابر مدیران بیگانه(خارج از سازمان) 11– زبان، در پنچ سطح مصنوعات (زبان) مصنوعات (نمادها) مصنوعات ( الگوهای رفتاری)، ارزشها و مفروضات و باورهای اساسی بدست آمد.