ارزیابی راهبردی ناترازی انرژی خانوارها با رویکرد نمونه‌گیری خودگردان خوشه‌ای و ارائه مدل سیاستی تلفیقی: مطالعه موردی استان سمنان

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

2

3 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

4 دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری

5 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

6 دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

7 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

doi
10.22034/sspp.2026.2080852.3881
چکیده

یارانه‌های انرژی همواره به‌عنوان ابزاری کلیدی برای کاهش فشار هزینه‌ای خانوارها به‌کار گرفته شده‌اند. با این حال، انحراف از الگوهای تعیین‌شده و مصرف فراتر از آستانه‌ها در بخش خانگی، به اتلاف منابع و تشدید ناترازی می‌انجامد. این پژوهش با تمرکز بر خانوارهای شهری، روستایی استان سمنان، ابتدا اطلاعات خانوار و ویژگی‌های ساختمان را در قالب یک طرح نمونه‌گیری چندمرحله‌ای خوشه‌ای و پیمایش میدانی گردآوری کرد و سپس با لینک‌کردن رکوردهای پیمایش به داده‌های شرکت‌ توزیع برق و گاز، مصرف واقعی برق و گاز سال ۱۴۰۳ استخراج نمود، آن‌گاه میزان انطباق مصرف با آستانه‌های سرانه ملی ارزیابی شد. علاوه بر محاسبه شاخص انحراف از آستانه، برای سنجش پایداری برآوردها، نمونه‌گیری خودگردان خوشه‌ای به‌کار گرفته شد و توزیع تجربی نرخ موفقیت تحت سه سناریوی سیاستی استخراج گردید. نتایج نشان می‌دهد در وضعیت پایه حدود ۵۵ درصد خانوارها در محدوده آستانه قرار دارند. این مقدار با فرض کاهش ۲۰ درصدی مصرف به حدود ۶۶ درصد و در سناریوی ترکیبی افزایش ۳۰ درصدی آستانه همراه با کاهش ۲۰ درصدی مصرف به حدود ۷۶ درصد می‌رسد. همچنین، نتایج مدل لوجیت نشان می‌دهد ناهمگنی موفقیت بیش از همه با عوامل کالبدی ، اقلیمی و بعد خانوار مرتبط است. جمع‌بندی سیاستی پژوهش آن است که بهبود انطباق با آستانه، صرفاً با توصیه‌های فنی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند طراحی هم‌زمان انگیزه‌های مالی و اجتماعی، ابزارهای رفتاری مقیاس‌پذیر و سازوکارهای تنظیمی مبتنی بر آستانه واحد است تا خانوارها به‌صورت خودانگیخته، البته با تمهیدات حمایتی حداقلی برای گروه‌های آسیب‌پذیر به اصلاح رفتار مصرف و سرمایه‌گذاری در بهره‌وری انرژی ترغیب شوند.