تجارب سیاستگذاری برای مقابله با روندها و سازوکارهای دستکاری واقعیت در رسانههای اجتماعی و پیامدهای آن در سیاست و اقتصاد دیجیتال
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
doi
10.22034/sspp.2023.2001358.3422چکیده
این مقاله به مطالعه «دستکاری واقعیت در رسانههای اجتماعی» و اثرات مخرب آن بر سیاست و اقتصاد دیجیتال میپردازد. اگرچه رسانههای اجتماعی در ابتدا با فراهم کردن دسترسی به منابع رسانهای متنوع و شکستن انحصار رسانههای جریان اصلی، برای دموکراسی و آزادی بیان امیدآفرین بودند، اما برخی روندهای نوظهور بر قابلیتهای این رسانهها سایه انداخته است. انتشار گسترده اخبار جعلی و فریبنده در این بسترها به ابزاری برای دستکاری افکار عمومی تبدیل و حتی در برخی کشورها منجر به کنترل اجتماعی شده است. علاوه بر این، در کشورهای برخوردار از سیستمهای سیاسی دموکراتیک نیز این رسانهها برای تبلیغات سیاسی به کار گرفته میشوند. این مقاله به مطالعه ضرورت اتخاذ سیاستهایی برای مواجهه با روند رو به افزایش دستکاری دیجیتال میپردازد و اثربخشی سیاستهای اعمال شده در اوکراین، تایوان و برزیل را ارزیابی میکند. یافتهها نشان میدهد که سیاستهای دولتی در اوکراین کمتر مؤثر بوده است، اما تلاشهای جامعه مدنی نقش فعالی را در مقابله با پروپاگاندای رایانشی دارد. تایوان ترکیبی از رویکردهای فنی و اجتماعی را اتخاذ کرده است، در حالی که سیاستگذاری در برزیل به دلیل فعال بودن چندین ذینفع و پیچیدگی اکوسیستم دیجیتال چالش برانگیز بوده است.