تحلیل سفال قرمز منقوش دوران مسوسنگ شرق مازندران براساس کاوش تپهعباسی خانسر نکا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران (نویسندۀ مسئول).
3 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22084/nb.2024.28468.2636چکیده
شکلگیری جوامع دوران مسوسنگ در شرق مازندران و شاخصهای فرهنگی بومی و یا یا فرامنطقهای آنها، از پرسشهای مهم باستانشناسی شرق مازندران هستند. سفال قرمزِ منقوش شاخصترین دادۀ فرهنگی نوسنگی متأخر و دورۀ مسوسنگ در شرق مازندران است. شناخت ویژگیهای این سفال، از نظر فنی و تزئینی چشمانداز بهتری از این جوامع و پیوندهای احتمالی با مناطق همجوار را در بازۀ زمانی هزارۀ ششم تا اواسط هزارۀ پنجم ارائه میکند. در این پژوهش از دو منظر به مطالعۀ سفالهای قرمز منقوش تپهعباسی پرداخته شده است؛ نخست مطالعه، طبقهبندی و مقایسۀ منطقهای نقوش براساس تمام سفالهای ثبت شده و دوم تحلیل و آنالیز آماری و فنی سفالها براساس سه کانتکست انتهایی ترانشۀ لایهنگاری TTC. از منظر نخست؛ شواهد بهشکل آشکاری نشان از ارتباط متقابل منطقهای در دوران رواج فرهنگ چشمهعلی در فلاتمرکزی (مسوسنگ انتقالی) دارد و ازسویی وجود برخی تفاوتها به اثرگذاری فرهنگهای بومی در این مرحله اشاره دارد. از منظر دوم، از نظر گاهنگاری، سفال قرمز منقوش را میتوان به سه مرحله بخش کرد؛ مرحلۀ یک: همزمان با دورۀ نوسنگی پایانی (لایۀ ۱۲، کانتکست ۳۱)، مرحلۀ دو: مسوسنگ (با شاخصۀ سفال چرخساز) (لایۀ ۱۱، کانتکست ۳۰)، مرحلۀ سوم: ادامۀ مرحلۀ دوم در دورۀ مفرغ که با کاهش کمّی و کیفی همراه است (لایۀ ۱۰، کانتکست ۲۶)؛ بنابراین، موقعیت سفالقرمز منقوش در تپهعباسی نکا، همراستا و مشابه با مناطق مجاور و بهویژه فلاتمرکزی، در مراحل پایانی نوسنگی است، اما روندی که بعد از آن طی شده متفاوت از الگوهایی است که در فلاتمرکزی طبقهبندی شده است.