تبیین الگوی نظری مشاوره فلسفی در تعلیم و تربیت برمبنای خردورزی و دیالوگ سقراطی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.52473.3309
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف تبیین الگوی نظری مشاوره فلسفی در تعلیم و تربیت بر مبنای خردورزی و دیالوگ سقراطی صورت گرفت.روش پژوهش: نوع پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کیفی می­باشد و جهت تبیین هدف و دستیابی به پاسخ سؤالات از روش تحلیل مفهومی و از نوع تفسیری بهره گرفته شد. به منظور جمع­آوری داده­های پژوهش از آثار دسته اول و پژوهش­های صورت گرفته در خصوص عنوان پژوهش، شامل دیالوگ­های افلاطون، پایان­نامه­ها، مقالات، آثار و نوشته­ها و روایت­های تاریخی مرتبط با موضوع تحقیق استفاده گردید. بدین منظور نمونه­های در دسترس و مناسب از منابع مرتبط با موضوع پژوهش به صورت هدفمند انتخاب و برای ثبت داده­ها از فرم فیش برداری استفاده شد و داده­های بدست آمده در طول تحقیق به صورت مستمر تحلیل و تفسیر گردید.یافته‌ها: براساس یافته­های پژوهش، ابعاد اصیل هویت انسانی به واسطه سلطه هویت­های کاذب برخاسته از جهان­بینی­های غیر اصیل در حاشیه قرار گرفته و بخش قابل توجّهی از نگرانی­ها و تعارضات درونی وی با این تعارضات گره خورده است. و رویکرد مشاوره فلسفی بر مبنای خردورزی و دیالوگ سقراطی با این پیش فرض که این تعارضات دارای ریشه­ای درونی شامل ناآگاهی و نیروی برتر اقناع جهان­بینی­های سطحی است و با تکیه بر این مهم که انسان اراده ذاتی به خیر دارد، در تلاش است تا با خودشناسی و کشف فلسفه خود بنیاد زندگی بر اساس دیالوگی درونی بر این تعارضات غلبه یابد.نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که الگوی مطلوب برخاسته از این رویکرد فرایندی سه مرحله­ای مشتمل بر کشف هویت­های کاذب، به چالش کشیدن و زیر سؤال بردن این هویت­ها و حرکت به سوی یک جهان­بینی نوین است.